تحقیق مقاله رهنمود هاى اخلاق دینى

  • Code: # 11613

  • تعداد صفحات: 10
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: فلسفه و اخلاق
قیمت: ۵,۰۰۰ تومان
۷,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله رهنمود هاى اخلاق دینى

    مقدمه

    دوست داریم زندگى‏هایمان، سرشار از صمیمیت و خونگرمى و صفا باشد.

    حریم انسانها و حرمت همگان، محفوظ بماند و معاشرت‏هایمان نشات‏گرفته از «فرهنگ قرآنى‏» و تعالیم مکتب باشد.

    و این، یعنى «زندگى مکتبى‏».

    پایدارى و استحکام رابطه‏هاى مردمى، در سایه رعایت نکاتى است که‏برگرفته از «حقوق متقابل‏» افراد جامعه باشد.

    در اینکه «چگونه باید زیست‏» و چه سان با دیگران باید رابطه داشت، نکته‏اى‏است که در بحث «آداب معاشرت‏» مى‏گنجد.

    بر خلاف فرهنگ غربى، روح و محتواى فرهنگ دینى ما بر پایه «ارتباط‏»،«صمیمیت‏»، «تعاون‏»، «همدردى‏» و «عاطفه‏» استوار است. جلوه‏هاى این فرهنگ‏بالنده نیز در دستورالعملهاى اخلاقى اسلام دیده مى‏شود.

    «زندگى مکتبى‏»، در سایه شناخت این رهنمودها و به کار بستن آنها درصحنه‏هاى مختلف زندگى است، نه با شعار و ادعا. به هر میزان که معیشت ومعاشرت ما با اینگونه هدایتهاى دینى در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان‏اندازه زندگیهایمان «مکتبى‏» است. مسلمان باید به‏گونه‏اى در چارچوب اصول وسنن فرهنگ دینى خودش زندگى کند که با شهامت و افتخار، بتواند «امضاى دین‏»را پاى همه رفتارش بگذارد و زندگیش «برچسب اسلام‏» داشته باشد و الگوى‏اسلامى را بر زندگى خویش در خانه و جامعه، سایه‏افکن سازد.

    «آداب برخورد»، «دید و بازدید»، «رفت و آمد»هاى خانوادگى و دوستانه،نحوه «گفتار» و «رفتار» با اقشار مختلف، «دوستى‏» و حد و حدود آن، مراعات‏«حقوق دیگران‏»، «ادب و سپاس و احترام‏»، از جلوه‏هاى بارز اخلاق معاشرت‏است. این‏گونه رابطه‏هاى اجتماعى، با عنوانهاى مختلف و در شرایط گوناگون‏انجام مى‏گیرد. گاهى به صورت «صله‏رحم‏» است; در ارتباط با اقوام و بستگان.گاهى نام «عیادت‏» به خود مى‏گیرد; در مورد بیماران. گاهى نسبت‏به برادران وخواهران دینى، عنوان «زیارت‏» مى‏یابد، گاهى با همسایگان است، گاهى بامستمندان. گاهى هم بر محور اطعام است و گاهى به شکل مسافرتهاى دور ونزدیک و بردن هدیه و آوردن «سوغات سفر». گاهى هم براى شرکت در مجلس عقدو عروسى یا مشارکت در مراسم سوگ و تسلیت‏گویى است.

    به هر حال، همه اینها نوعى «رابطه‏» و «معاشرت‏» است و نشان‏دهنده منش‏انسانى و فرهنگ اخلاقى هر فرد. اسلام نیز در این باره‏ها بسیار سخن گفته و رهنمودداده است که در این کتاب، گوشه‏اى از معارف و آموزشهاى دین در این زمینه‏ها رامرور مى‏کنیم.

    باشد که «فرهنگ خودى‏» و «هویت دینى‏» را پاس بداریم و با افتخار وسربلندى و رها از سلطه فرهنگى بیگانه و با تکیه بر رهاورد مکتب و وحى، زندگى وروابط خویش را بر پایه ارزشهاى برگرفته از قرآن و اهل بیت (علیهم‏السلام)،سامان بخشیم و براى نسلهاى آینده هم «ادب و اخلاق‏» را میراث بگذاریم.

    آنچه پیش روى شماست مجموعه‏اى است از رهنمود هاى اخلاق دینى درمعاشرت با دیگران که نخست، در سالهاى 78 - 1376 در مجله پیام زن با عنوان‏«اخلاق معاشرت‏» انتشار یافت و اینک با اندکى بازنگرى تقدیم مى‏گردد.

     

     

     اخلاق معاشرت

     

    خوشرویى و خوشخویى

     شاید گیراتر از «حسن خلق‏»، واژه‏اى نباشد که ترسیم کننده روحى‏زلال و طبعى بلند و رفتارى جاذبه‏دار باشد. چیزى که عنوان برجسته‏رفتار یک مسلمان است و معیار کمال ایمان یک مؤمن، آنگونه که‏رسول خدا(ص) نیز، به این فضیلت متعالى آراسته بود.

    بخشى از اخلاق نیکو، در «خوشرویى‏» متجلى است، بخشى در«خوشخویى‏» و بخشى هم در «خوشگویى‏». و چه خوش است که به این‏سه «خوش‏» مبارک و مقدس، بپردازیم و از آنها کلیدى براى گشودن‏قلعه دلها و عاملى براى تحکیم رابطه‏ها بسازیم.

     

    خوشرویى

    در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دوصورت با هم روبه‏رو مى‏شود. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این‏رویارویى چهره‏ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمزگشایش قفل دلهاست.

    «خوشرویى‏»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند.

    هم در گفتار آشکار مى‏شود، هم در رفتار.

    چه بسا رابطه‏ها و دوستیهایى که با «ترشرویى‏» و «اخم کردن‏» و«عبوس شدن‏» به هم خورده است. از سوى دیگر مبدا بسیارى از آشناییهاهم یک «تبسم‏» بوده است.

    وقتى با چهره شکفته و باز با کسى روبه‏رو مى‏شوید، در واقع کلیدمحبت و دوستى را به دست او داده‏اید. برعکس، چهره اخمو وابروهاى گره‏خورده و صورت درهم و بسته، دریچه ارتباط وصمیمیت را مى‏بندد.

    اگر این خوشرویى و خنده‏رویى با نیت پاک و الهى انجام گیرد،علاوه بر تاثیر محبت‏آفرین، «حسنه‏» و «عبادت‏» به حساب مى‏آید.

    از امام باقر(ع) سخن بیاوریم که فرمود:

    «تبسم الرجل فى وجه اخیه حسنه ‏»; (1) .

    لبخند انسان به چهره برادر دینى‏اش «حسنه‏» است!

    تبسم، مبدا بسیارى از آشناییها و زداینده بسیارى از غمها وکدورتهاست. شگفت از کسانى است که از این کار بى‏زحمت و رنج وخرج، که برکات فراوان دارد، طفره مى‏روند و به سختى حاضرند«گلخنده‏» مسرت را بر لبان خود و چهره دیگران بیافرینند.

    برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده‏تر مى‏سازد تا دل به‏دوستى با شما بسپارند. خنده‏رویى و بشاش بودن، دیگران را دل وجرات مى‏بخشد، تا بى‏هیچ هراس و نگرانى، با شما باب آشنایى را بازکنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند.

    اگر با خوشرویى، بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید،کارتان عبادت است و اگر با یک تبسم، بتوانید خاطرى را شاد سازید، به‏خدا نزدیک‏تر شده‏اید. به قول حافظ:

    دایم گل این بستان، شاداب نمى‏ماند.

    دریاب ضعیفان را، در وقت توانایى.

     

    غم‏زدایى

    وقتى یک چهره گشاده و لبخند صمیمى، غمى را از دل مى‏زداید،چرا باید از این «احسان‏»، دریغ کرد؟

    بعضیها حضورى غم‏آفرین دارند، برخى هم محضرى غم‏زدا.گروه اخیر، آیت لطف الهى‏اند که قدرشان ناشناخته است.

    سعدى مى‏گوید:

    گفته بودم چو بیایى غم دل با تو بگویم چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایى.

    انسانها نیازمند محبت‏اند.

    این تشنگى، جز با ملاطفت و خوشرویى برطرف نمى‏شود.

    اگر اولین برخورد ما با کسى، به گونه‏اى باشد که غم او را به شادى‏و نگرانى‏اش را به اطمینان مبدل سازد، دریچه‏اى به دنیاى صفا و سروربه رویش گشوده‏ایم. این نیز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.

    باز هم حدیثى از حضرت صادق(ع):

    «من اخذ من وجه اخیه المؤمن قذاه کتب الله له عشر حسنات‏»; (2) .

    کسى که از چهره برادر دینى‏اش، رنج و اندوهى را بزداید، خداوندبه پاداش آن، ده «حسنه‏» در نامه اعمالش مى‏نویسد.

    مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟

    البته این رفتار، نوعى هنرمندى در معاشرت است، قلبى مهربان‏مى‏خواهد و عاطفه‏اى سرشار و خصلتى نوعدوستانه. شاد کردن‏دیگران، چهره دیگرى از همین «غمزدایى‏» است. گاهى با توجهى،نگاهى، محبتى، کلامى، هدیه‏اى و ... مى‏توان انسانى را مسرور ساخت‏و در نتیجه خدا را از خود راضى ساخت.

    در این زمینه، باز هم سخنى از پیشواى صادق شیعه بیاوریم که‏فرمود:

    «ایما مسلم لقى مسلما فسره سره الله عز و جل‏»; (3) .

    هر مسلمانى که با مسلمانى دیدار کند و در برخورد، او را شادمان‏سازد، خداى متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.

    وقتى مى‏توان با کلماتى و چهره و برخوردى خوش و دلپذیر،خاطرى را خرسند ساخت، چرا باید با گفتن کلماتى ناخوشایند واندوه‏آفرین، غم بر چهره دیگرى نشاند و او را به یاد روزهاى تلخش‏انداخت و او را مایوس و دلسرد ساخت؟

    هنرمند کسى است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید. باز به قول‏حضرت لسان‏الغیب:

    سمن‏بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند.

    پرى‏رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند.

     

    خوشگویى

    از شاخه‏هاى دیگر «حسن خلق‏»، که رابطه‏ها را استوارتر و پیوندهارا صمیمى‏تر مى‏سازد، گفتار دلپذیر و شادى‏بخش است. متانت درسخن و ادب در گفتار و زیبایى در کلام، خصلت پاکدلان بى‏کینه است‏و خلق و خوى اولیاء دین.

    ارزش انسان و جوهره وجودى‏اش را زبان و بیان روشن مى‏سازد:

    یکى تحقیر مى‏کند، یکى تشویق.

    یکى عیبجویى مى‏کند، دیگرى تحسین و تقدیر.

    یکى ملامت مى‏کند، دیگرى پر و بال مى‏دهد و امید مى‏آفریند. 

  • فهرست تحقیق مقاله رهنمود هاى اخلاق دینى

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    - کتاب :اخلاق معاشرت تالیف  استاد فرزانه دکتر جواد محدثی

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت