ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

تحقیق مقاله جایگاه معاد

Code: #18779
تعداد صفحات
13
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه تحقیق مقاله جایگاه معاد

جایگاه معاد

 

معاد، در عقل و فطرت هر انسانى جایگاه قابل توجّهى دارد، زیرا کیست که نپرسد و یا نخواهد بداند که آیندانسان و جهان چه مى‏شود؟ پایان عمر و تلاش ما به کجا مى‏رسد؟ نتیجه و هدف از زندگى چیست ؟ آرى این سؤالها براى همه مطرح است.
در پاسخ به این سؤال‏ها دو جواب داریم:
الف: تمام ادیان الهى با استدلالى که در آینده بیان خواهیم کرد، آینده جهان و انسان و نتیجه کارها و تلاش او را بسیار روشن وامیدوار کننده و روح بخش مى‏دانند، قرآن مى‏گوید : «و أنّ اِلى ربّک المنتَهى‏» (1) همانا نهایت و پایان به سوى پروردگارت مى‏باشد.
ب: مکتب‏هاى مادّى، آینده جهان و انسان را بن‏بست، تاریک، فانى و نیستى مى‏دانند و این دید بسیار خطرناک و یأس‏آور است، علاوه بر این چنین مکتب‏هایى هیچ گونه دلیل علمى هم براى عقیده خود ندارند.
قرآن دراین باره مى‏فرماید: «و قالوا ما هِىَ الاّ حیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ و نَحیى‏ و ما یُهلکُنا الاّ الدّهر و ما لَهم بِذلکَ مِن عِلمٍ اِنْ هم الاّ یَظنُّون» (2)
کسانى که ایمان به قیامت ندارند گفتند: زندگى جز همین چند روز دنیا نیست که ما هم در آن مرگ وحیاتى داریم وبعد هم روزگار ما را نابود مى‏کند.
ولى این انکار و گفته‏ها روى علم و دلیل نیست، بلکه تنها یک سرى وَهم و خیالى باطلى است که آنها دارند.
 
ریشه‏ها و زمینه‏ هاى فطرى
گرچه افرادى به زبان معاد را نمى‏پذیرند، ولى ناخودآگاه در عمق جان خود احساس ابدیّت براى انسان دارند و گاه وبیگاه از خود علامت‏هایى نشان مى‏دهند که دلیل آن است که با وجود مرگ و پوسیده شدن جسم، حاضر نیستند انسانیّت و شخصیّت واقعى او را نابود و نیست شده بدانند. ما نمونه‏هایى از این علامت‏ها را در اینجا بیان مى‏کنیم:
1- تمام منکران معاد به قبر نیاکان خود احترام مى‏گذارند.
2- نام شخصیّت‏هاى مرده را بر روى خیابان‏ها و مؤسسات و مدارس و دانشگاه‏ها و... مى‏گذارند.
3- همه آنها میل دارند که بعد از مرگ نامشان به نیکى برده شود.
4- نام نیاکان خود را روى فرزندان خود مى‏گذارند.
5 - گاهى مردگان خود را مومیایى مى‏کنند تا فاسد نشود.
اگر منکران معاد ، مرگ را نابودى انسان مى‏دانند، این قبیل اعمال چه توجیهى دارد؟ و چون آنان مردن را نیستى و هیچ مى‏دانند، پس به گفته خودشان احترام مرده یعنى احترام هیچ و نام مرده یعنى نام نیستى و چرا براى نیست و هیچ شده، مقبره مى‏سازند و دسته‏گل روى قبر مى‏گذارند و به نام مردگان نامگذارى مى‏نمایند؟! آرى اینها همه نشان مى‏دهد که مخالفان معاد هم در دل یک نوع ایمانى (گرچه بسیار ضعیف) به بقاى روح، انسانیّت و شخصیّت انسانى دارند که با مرگ از بین نمى‏رود. باز هم کمى توضیح دهیم:
راستى اگر مردن نابودى است، مومیایى کردن مردگان که در طول تاریخ بوده چه تفسیرى دارد؟
اگر مرگ را نابودى مى‏دانند، چرا اقوام و نسل‏ها نام نیاکان خود را روى فرزندان خود مى‏گذارند و به آنان افتخار مى‏کنند؟ و اگر کسى به قبر پدرشان بى‏احترامى‏کند، با او مى‏جنگند و ساختمان‏هاى با عظمت بر قبر آن بنا مى‏کنند و در فرقه‏هایى حتّى همراه مردگان خود، طلا، شمشیر و لباس دفن مى‏کنند؟
آیا کسى حاضر است نام هیچ را روى فرزندش بگذارد؟ یا به خاطر لگدى که به قبر هیچ مى‏خورد بجنگد؟ یا بر قبر هیچ ساختمان بسازد؟ یا با هیچ، طلا و شمشیر دفن کند؟ یا به نام هیچ، افتخار کند؟ آیا انسان حاضر است در برابر قبر هیچ، اداى احترام کند؟ (3)
آرى، انسان از درون فطرت خود احساس بقا و جاودانگى مى‏کند و یکى از وسائل تشویق را نام نیک در تاریخ مى‏داند. این از یک سو و از سوى دیگر یکى از احساسات درونى انسان احساس غربت است، دنیا براى او تنگ است، با همسر، باغ و مسافرت هم موقّتاً خود را سرگرم مى‏سازد، ولى پس از چندى باز از درون احساس کمبود مى‏کند، همه وسائل رفاه هم او را سیر نمى‏کند، گاهى به فکر خودکشى مى‏افتد، گاهى مى‏پرسد هدف آفرینش چیست؟ چرامن هستم؟ تمام این وسوسه‏هاى درونى نشان مى‏دهد که انسان احساس غربت مى‏کند و این جهان با تمام گستردگیش براى او تنگ، جسم براى او قفس و دنیا براى او زندان است که این احساس نیز یکى از زمینه‏هاى ایمان به روزى است که در آنجا انسان سیر مى‏شود و به تمام آرزوها و اهدافش مى‏رسد، زیرا پاسخ هر نیاز و احساس و وسوسه درونى در بیرون موجود است. مثلاًاحساس تشنگى با آب و احساس شهوت با زناشویى و احساس غربت هم با معاد پاسخ داده مى‏شود.
 
هدایت صحیح ریشه‏ها
هر احساسى که در نهاد انسان است، دو گونه مى‏توان به آن پاسخ داد:
1- پاسخ موقّت، کاذب و موهوم.
2- پاسخ مستدلّ، دائمى و صادق.
مثلاً شخصى که احساس تشنگى مى‏کند، هم مى‏توان او را به چشمه‏هاى زلال هدایت کرد و هم مى‏توان او را به سراب و آب‏نماهایى دروغین معرفى نمود، و یا طفلى که از درون احساس گرسنگى مى‏کند، هم مى‏توان او را به پستان پرشیر مادر رساند و هم مى‏توان پستانک خشک را به جاى پستان در دهن او قرار داد.
آرى، تمام احساس‏هاى صادقانه را دو گونه مى‏توان پاسخ داد؛ پاسخى واقعى و دائمى و یا پاسخى کاذب و موقّت.
حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: حضرت محمّد صلى الله علیه وآله آمد تا مردم را از بندگى بت‏ها به بندگى خدا و از اطاعت خلق به اطاعت خالق هدایت کند. (4)
بنابراین اصل و اساس ستایش و عشق در انسان وجود دارد که اگر این میل درونى به حق هدایت نشود، از موهومات و خرافات سر در مى‏آورد.
 
پاسخ خداوند توسّط پیامبران
تا کنون گفتیم که همه انسان‏ها در درون خود احساس جاودانگى و میل به بقا دارند و این احساس باید صادقانه و مستدلّ پاسخ داده شود. حال ببینیم پیامبران در این زمینه چه مى‏گویند، البتّه ما سیمایى از این پاسخ‏ها را نقل و در صفحات آینده ان شاءاللّه استدلال این پاسخ‏ها را هم بیان خواهیم کرد، انبیا مى‏گویند:
1- انسان بیهوده آفریده نشده است؛ «أفَحَسِبتم انّما خلقناکم عَبَثا» (5)
2- در آفرینش انسان هدفى بس بزرگ در کار است و آن انتخاب راه حق از میان تمام راهها و بندگى و تسلیم خدا از از میان تمام انواع بندگى ها و تسلیم‏ها است؛ «و ما خَلقتُ الجِنّ و الانس اِلاّ لیعبدون» (6)
3- براى آنکه انسان در هدفش موفق شود، تمام امکانات طبیعى را براى او قرار داده و همه چیز را مسخّرش نموده‏ایم؛ «سَخَّر لکم ما فى الارض» (7)
4- به او بشارت و هشدار دادیم که کار نیک و بد تو در هر شرایط و هر مقدارى که باشد، زیر نظر و مورد حساب قرار مى‏گیرد؛ «فَمَن یَعمل مِثقالَ ذَرّه خیراً یَرَه و مَن یَعمل مِثقالَ ذَرّه شرّاً یَرَه» (8)
5 - انسان در گرو عمل خویش است؛ «کلّ نَفسٍ بِما کَسَبت رَهینَه » (9)
6- حتّى از گوش، چشم و دل انسان واز شنیدنى‏ها، گفتنى‏ها و فکر کردنى‏ها بازپرسى مى‏شود؛ «اِنّ السَّمعَ و البَصَر و الفُؤادَ کلّ اولئِکَ کان عنه مَسئولا» (10)
7- خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‏کند؛ «اِنّ اللّه لایُضیعُ أجرَ المحسِنین» (11)
این دیدگاه‏ها، پاسخى است که انبیا به آن زمینه‏هاى فطرى مى‏دهند، البتّه هر یک از بیانات فوق وابسته به یک سرى دلائل عقلى است که به خواست خداوند در بخش‏هاى آینده مطرح کرده وبررسى مى‏کنیم.
 
راههاى اثبات معاد
 
مراحل وجود و هستى
براى اثبات هر وجود و موجودى سه شرط و مرحله لازم است:
الف: امکان شدن.
ب: دلائل وقوع.
ج: نبود مانع.

فهرست تحقیق مقاله جایگاه معاد

فهرست:

ندارد.
 

منبع:

ندارد.

تگ‌ها
N/A