خلاصه تحقیق مقاله بیماری های مشترک بین انسان و دام
مقدمه و هدف:
بیماریهای مشترک (زئونوز[1]) زیادی بین انسان و دام وجود دارد که یکی از آنها بروسلوز[2] می باشد که در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران از اهمیت به سزایی برخوردار است. فراوانی بیماری تب مالت[3] در جامعه انسانی به انتشار و تراکم عفونت دربین دامها و تماس بین انسان و حیوانات یا ترشحات آنها و مصرف شیر و فراوردههای لبنی آلوده بستگی دارد. با وجود این که بعضی از کشورها از وجود بیماری پاک شدهاند و در بعضی از کشورها هم شیوع بیماری کاهش یافته است اما در کشور ما با وجود مبارزه مستمری که به وسیله سازمان دامپزشکی در برابر این بیماری به عمل میآید هنوز آلودگی در مناطق مختلف وجود دارد (حسنی طباطبایی و فیروزی، 1384).
در گله های گاوشیری، خسارات ناشی از سقط جنین، کاهش وزن، کاهش تولید شیر و عقب افتادن زایمان رقم بسیار زیادی در سال میباشد. از طرفی چون بیماری در دامها دستگاه تناسلی را مورد حمله قرار میدهد و از تولید مثل جلوگیری میکند دام را برای تمام عمر اقتصادیش از بهرهدهی محروم میسازد، که در این صورت دامآلوده مفید نمیباشد بلکه به دلیل اینکه برای مدت طولانی مخزن بیماری است منبعی از آلودگی برای سایر دامها و انسان تلقی میشود (هاشمی، 1366).
ضرورت اقتصادی و بهداشتی جامعه ایجاب میکند که برای رهایی از مضرات این بیماری پر مخاطره با آن برخوردی قاطع شود که این امر تنها با برنامهریزی های اساسی و صرف هزینهها و به کارگیری نیروی انسانی کافی و در پی آن مبارزه جدی و مستقیم با بیماری امکان پذیر است. در این رابطه لازمه مبارزه با بیماری داشتن اطلاعات کافی از کانونها و وضعیت بیماری در هر منطقه و آشنا ساختن مردم به خطرات حاصله از طریق آموزشهای لازم می باشد. اگر چه بروسلا آبورتوس[4] و بروسلا ملی تنسیس[5] در کشورما در جمعیت دامی گاو و گوسفند وجود دارد ولی همواره امکان انتقال بین گونهای و آلوده شدن دیگر گونههای دامی از جمله اسب به ویژه در مناطقی که این حیوانات در مجاورت و در تماس با یکدیگر نگهداری می شوند، وجود دارد. بنابراین لازم است که وجود بیماری در حیواناتی همچون اسب که به نحوی با انسان و دامهای دیگر در تماس است بررسی شود. این حیوان اهلی علاوه بر استفاده در باشگاههای سوار کاری و مسابقات، هنوز هم برای انجام بسیاری از کارها در روستاهای کشورمان استفاده دارد. از آنجا که دامداران روستایی اغلب این حیوان را در تماس مستقیم و نزدیک با گاو و گوسفند نگهداری می کنند لذا این امر میتواند موجب انتقال آلودگی بروسلا در بین حیوانات و در نتیجه انسان شود. از آنجا که در مورد شیوع سرولوژیک بروسلوز اسب در کشورمان مطالعات زیادی انجام نشده است و اطلاعات محدودی در این رابطه در دسترس است شاید با بررسی این مهم بتوان گامی در جهت اطلاع از میزان شیوع بیماری در این حیوان- که خود میتواند کانونی برای بیماری بروسلوز دامی و انسانی باشد- برداشته شود. نتایج حاصل از چنین مطالعهای میتواند اطلاعات مفیدی را جهت برنامهریزیهای دقیقتر و فراگیرتر به منظور مبارزه، کنترل و حتی ریشه کنی این بیماری زئونوز در میان جمعیت دامی منطقه فراهم سازد. لذا این پایان نامه با اهداف ذیل طراحی و اجرا گردید.
الف) بررسی امکان ابتلای اسبها در استان فارس به بروسلوز .
ب) تعیین درصد موارد سرولوژی مثبت در اسبهای منطقه .
ج) بررسی ارتباط موارد مثبت با مجاورت گوسفند یا گاو در منطقه .
د) بررسی تظاهرات بالینی (زخم جدوگاه، بورسیت مهره اطلس و....) در موارد سرولوژی مثبت .
فصل دوم
کلیاتی در مورد تاریخچه نژادهای اسب در ایران
از قدیمیترین ایام اسب یار و خدمتگزار انسان بوده و امروزه نیز با وجود پیشرفت تمدن و ترقی در زمینه وسایل موتوری و ارتباطی باز هم در سواری، امور زراعی، بارکشی و حمل و نقل در نقاط کوهستانی سهم بسزایی دارد. ایرانیان از همان آغاز تمدن سازی خود به ارزش این حیوان دلیر و باهوش پی برده و آن را از مواهب نیک الهی دانسته و به پرورش و پرستاری آن همت گماشتهاند. اغلب نامهای افراد در ایران باستان از اسب ریشه گرفته است مانند:
گرشاسب ( اسب لاغر )
ارجاسب ( اسب ارجمند )
لهراسب ( اسب تند )
گشتاسب ( اسب از کار افتاده )
طهماسب ( اسب فربه ) و غیره (روزبه تهرانی، 1364).
این خود نشان دهنده ارزش و اهمیت اسب در ایران قدیم میباشد.
اسب مانند همه جاندارن اهلی دیگر ابتدا در دشتها به طور وحشی و آزاد می زیسته و به تدریج رام گردیده است. اقوام معروف به هند و اروپایی مخصوصا آریاییها یعنی هندوان و ایرانیان که در اصل با هم زندگی میکردهاند از قرنها پیش به رام کردن اسبهای وحشی پرداختهاند و اسبانی از جمله اسب ایرانی که بعدا منشأ اسب معروف عربی قرار گرفته است را پرورش دادند که بعدا به بسیاری از نقاط جهان برده شده است. اسبهای موجود در ایران غالبا مخصوص سواری بوده و برای خدمت باربری و حمل و نقل از همان اسبهای سواری استفاده میشود و در نتیجه ورزش مخصوص و تغییرات در تغذیه به تدریج در ساختمان خارجی آنها نیز تغییراتی مختصر حاصل نموده است (هاشمی، 1366).
به طور کلی به واسطه عدم تنظیم عمل اخته نمودن نریان و غفلت در نگهداری و حفظ نژاد و عدم وجود وسایل تشویقی برای پرورش دهندگان و بالاخره دخالت نداشتن دولت و وزارت کشاورزی در اصلاح و بهبود نژاد، نژاد اسبهای ایرانی به کلی تغییر نموده اند (روزبه تهرانی ، 1364).
نژادهای مهم و معروف ایرانی عبارتند از:
دو نژاد مهم مغول و آرین که سایر اسبهای ایران از این دو نژاد به وجود آمدهاند.
نژاد مغول: اسب ترکمن نماینده این نژاد در ایران است که بیشتر در شمال و شمال شرقی ایران جای دارد. اسب ترکمن از اسب ایرانی بلندتر بوده، دارای پیشانی تقریبا محدب و گردنی کشیده میباشد. سینه و قفسه صدری عمیق و نشان دهنده قدرت تنفس این اسب میباشد. سمهای نرم و شکنندهای دارند و مخصوص جلگه و دشت هستند (روزبه تهرانی، 1364).
نژاد آرین: نژاد آرین در حقیقت اسب ایرانی بوده و در قسمت اعظم کشور پراکنده است و اسب عرب در حقیقت اسب ایرانی است که به علت تغییر محل سکونت، دخالت عوامل جوی و کوشش اعراب در پرورش آن دچار تغیراتی شده و امروزه نماینده نجابت و اصالت گردیده است. اسب های قسمتهای جنوبی ایران دارای قدرت و شهامت زیادی بوده و در اندام و هیکل کمی از اسبهای عرب متمایز می باشند. اسبهای نژاد آرین به دست آرینهای اولیه اهلی شده و بعد به قسمتهای دیگر جهان رفته است که اسبهای بختیاری، قشقایی و دره شوری متعلق به این نژاد میباشند (روزبه تهرانی، 1364).
نژاد قرهباغ : این اسب از اختلاط مادیانهای ایرانی با اسب های مغولی به وجود آمده است. جایگاه پرورش این اسب ها در شمال رودخانه ارس و در جنوب گرجستان میباشد که قبلا جزء ایران بوده است. این نژاد خیلی مقاوم است و تحمل زیادی به گرسنگی و خستگی دارد. سمهای محکم و قدی کوتاه دارد و کرنگ طلایی و یا ابرش و نیله است. این نژاد اکنون کمیاب است و به زحمت میتوان آن را یافت (روزبه تهرانی، 1364).
نژاد اسب کردی: این اسب دارای جثهای نسبتا کوچک است، خیلی چابک بوده و تحمل فوق العاده زیادی دارد بنابر اعتقاد عده ای این همان اسب مغول است که تغییر محل و کوهستانی بودن منطقه کردستان موجب تغییر ساختمان بدن حیوان شده است (روزبه تهرانی، 1364).
1 2 تاریخچه بیماری بروسلوز در جهان:
در سال 1887 یک پزشک انگلیسی به نام بروس[6] جرمی را از طحال سربازی که از نوعی بیماری با علامت تب مواج[7] تلف شده بود، جدا نمود و آن را میکروکوکوس ملی تنسیس[8] نام گذاشت. ده سال بعد یک دامپزشک دانمارکی به نام بانگ[9] جرم مشابهی از یک جنین سقط شده گاو جدا نمود و آن را باسیلوس آبورتوس نامید. سپس در سال 1914 باکتری دیگری توسط تروم[10] از موارد سقط جنین خوکها جدا شد و سرانجام در سال 1918 اوانس[11] متوجه شد که بین میکروبهای جدا شده از گاو، انسان و خوک که تا این تاریخ جدا شده بودند، شباهت کامل وجود دارد. وی ثابت کرد که بیماری در انسان ممکن است به وسیله میکروبهای جدا شده از دام نیز ایجاد شود و نام کلی بروسلا را برای این دسته از باکتریها پیشنهاد نمود (حسنی طباطبایی و فیروزی، 1384).
در سال 1953 بایز[12] و بودل[13] در آمریکا از قوچ مبتلا به اپیدیدیمیت[14] و میشی که سقط کرده بود نوعی بروسلا جدا کردند که منحصراً برای گوسفندان بیماریزا بود و خواص آن با سایر بروسلاها تفاوت داشت و بعدا در سال 1956 بودل در استرالیا و نیوزلند میکروب مزبور را جدا نمود و آن را بروسلا اویس[15] نامیدند. سپس دو دانشمند آمریکایی به نامهای استانر[16] و لاک من[17] از یک نوع موش جنگلی به نام نئوتوما لیپیدا[18] میکروبی جدا کردند که خواص آن شبیه بروسلا بود و آن را بروسلا نئوتومه[19] نامگذاری کردند (شیمی و همکاران، 1361).
در سال 1955 یکی از دانشمندان شوروی به نام توشاک در مناطق قطبی نظیر آلاسکا، کانادا و سیبری از گوزنهای شمالی میکروبی شبیه به بروسلا جدا کردند که خصوصیات بیوشیمیایی آن طبق جدول بایوتایپ ها با بروسلا سوئیس[20] مشابهت داشت و به عنوان بایوتایپ چهار این بروسلا شناخته شد (شیمی و همکاران، 1361).
پرورش دهندگان سگ در ایالات متحده آمریکا که با مشکل سقط جنین سگها مواجه شده بودند مشاهده کردند نژاد بیگل[21] حساسیت بیشتری نسبت به بیماری دارد ولی مشکل تنها مربوط به این نژاد نبود بلکه سایر نژادها هم مبتلا شده بودند. بالاخره چهار گروه از محققین آمریکایی در طول سالهای 1966 و 1967 هر یک به طور جداگانه گزارش کردند که جرم کوچک گرم منفی از جفت جنین و ترشحات مهبلی سگهای ماده ای که سقط جنین کردهاند جدا نمودهاند و مشخص شد که همگی یک عامل هستند و سویه جدیدی از بروسلا می باشد که بروسلا کنیس[22] نامگذاری شد (شیمی و همکاران، 1361).
داف[23] و همکاران در سال 1937 در بررسی خود روی 85 رأس اسب مبتلا به زخم جدوگاه[24] در ایالات متحده از 80 درصد آنها بروسلا آبورتوس جدا کردند (سلون و لانگ، 2007).
مک میلان[25] و همکاران در سال 1982 در ایالات متحده در مطالعه خود اقدام به ایجاد تجربی بیماری در اسب و پیگیری بیماری طی 3 ماه کردند ولی هیچ گونه علایم بالینی مشاهده نکردند. اما پاسخ سرولوژیک[26] نسبت به بروسلا آبورتوس مداوم و قوی بود (مک میلان و همکاران، 1982).
کاهن[27] و همکاران نیز در ایالات متحده در سال 1992 در بررسی خود روی 27 رأس اسب مبتلا به زخم جدوگاه دریافتند که 24 رأس از این اسبها از لحاظ سرمی بروسلا مثبت بودند (کاهن و همکاران، 1992).
اُمر[28] و همکاران در سال 2000 در بررسی خود روی اسب های کشور ارتیره هیچ مورد مثبتی از لحاظ سرولوژیکی مشاهده نکردند (اُمر و همکاران، 2000).
آچلی[29] و همکاران در سال 2004 در مطالعه خود در کشور نیجریه یک مورد بورسیت کارپ[30] را در ارتباط با بروسلا آبورتوس گزارش کردند همچنین توانستند از سوآب[31] واژن[32] و مایع هیگرومای[33] سه رأس اسب بروسلا آبورتوس را جدا کنند (آچلی و همکاران، 2004).
گونزالس[34] و همکاران در سال 2006 در بررسی فراوانی بیماری در مکزیک هشت درصد اسب های مورد مطالعه خود را از لحاظ این بیماری مثبت یافتند (گونزالس و همکاران، 2006).
در مطالعه گول[35] و همکاران در پاکستان در آزمون رزبنگال[36] 06 / 20 درصد و در آزمون آگلوتیناسیون[37] سرم 15/ 17 درصد اسبهای مورد مطالعه از لحاظ بیماری بروسلوز مثبت بودند (گول، 2009).
ابوشهادا در اردن با بررسی خود روی اسب ها و الاغهای این کشور 9 / 10 درصد اسبها و 4 / 7 درصد الاغها را مثبت یافتند (ابوشهادا، 2009).
1 1 2 تاریخچه بیماری بروسلوز در ایران
فهرست تحقیق مقاله بیماری های مشترک بین انسان و دام
فهرست:
ندارد
منبع:
1- بهروزیخواه، علی محمد (1383). تایپینگ ملکولی سویه های بومی بروسلا آبورتوس و بروسلا ملی تنسیس با استفاده از RAPD-PCR ، پایان نامه دکترای تخصصی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، شماره 146.
2- حسنی طباطبائی، ع و فیروزی، ر (1384). بیماریهای باکتریایی دام . انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، صفحات 329-303.
3- ذوالانواری، مرتضی (1374). بررسی سرولوژیک بروسلوز در گوسفندان و بزهای اطراف شیراز. پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شماره 516، صفحات 78-1.
4- رفیع صداقت، غلامرضا (1371). بررسی میزان آلودگی به بروسلوز در گاو داری های لاهیجان و حومه به روشهای سرولوژیک. پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شماره 349، صفحات 75-1 .
5- روزبه تهرانی، مجید (1364). بررسی بیولوژیکی بروسلوز در اسب، پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی، تهران، شماره 1501، صفحات 45-1 .
6- شریفی یزدی، حسن (1386). ارزیابی استفاده از روش PCR برای تشخیص باکتری بروسلا در خون و شیر گاوهای آلوده، پایان نامه دکترای تخصصی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، شماره314 . صفحات 44-12.
7- شیمی، ا و حسنی طباطبایی، ع و نظری آریا، ع (1361 ). بیماریهای عفونی دام. انتشارات دانشگاه تهران. چاپ دوم، صفحات 255-215 .
8- کدخدایی، حسین (1363). بررسی بیماری بروسلوز دامی در استان اصفهان از طریق آزمایش حلقه ای شیر. پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شماره 1432، صفحات 120-1.
9- معتمدی، غلامرضا (1363). بررسی میزان ابتلای شترهای منطقه فارس به بیماری بروسلوز با استفاده از روشهای سرولوژیک، پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شماره 160، صفحات 59-1.
10- هاشمی، جمال (1366). بررسی میزان ابتلای بروسلایی اسب و الاغ در اطراف شیراز به روش سرولوژی، پایان نامه دکترای عمومی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز، شماره 234، صفحات 48-1.
11- Abo-Shehada MN (2009). Seroprevalence of Brucella species in Equids in Jordan .Vet. Rec ; 165:267-268.
12- Acosta-Gonzalez RI, Gonzalez-Reyes I and Flores –Gutierrez GH (2006). Prevalence of Brucella abortus antibodies in equines of a tropical region of Mexico. Can. J. Vet. Res ;70 (4):302-4.
13- Aiello SE (1998). Merck Veterinary Manual. 8th edition, pp: 465-468.
14- Alton GG, Jones LM, Angus RD and Verger JM (1988). Techniques for the brucellosis laboratory . Institute Natrunal de la Recherche Agronomique (INRA), 147 Paris , France , pp:13-61.
15- Arthur GH, England GCW, Parkinson TJ and Noakes DE (2001). Arthur’s Veterinary Reproduction and Obstetrics, 8th edition, Saunders, pp: 221-240.
16- Betty AF, Daniel FS and Alice SW (2007). Bailey and Scott’s Diagnostic Microbiology, 13th edition, Mosbey, pp: 477- 480.
17- Bricker BJ and Halling SM (1994). Differentiation of Brucella abortus , bv. 1, 2 and 4, Brucella melitensis , Brucella Ovis and Brucella suis bv. 1 by PCR . J. Clinic. Mic. ,32, pp:1660-1666.
18- Carrigan MJ, Cockram FA and Nash GV (1987). Brucella abortus biotype 1 arthritis in a horse . Aust.Vet. J. , 64(6):190.
19- Cohen ND, Carter GK and McMillan WC(1992). Fistulous withers in horses :24 Cases (1984-1990) J. A. V. M. A. 1;201(1):121-124.
20- Collee JG, Duguid JP, Fraser AG and Marmion BP(1990). MacKie and MacCartney practical medical microbiology, Churchill, Livingstone, pp:525-530.
21- Cook DR and kingstone GC (1988). Isolation of Brucella suis biotype 1 from a horse. Aust. Vet. J. 65(5):162-163. 22- Crossmen PJ and Bonson MD (1968). Abortion in a donkey associated with Brucella abortus .Vet. Rec. 82. pp:607-608.
23- Davis BD, Dulbeeco R, Eisen HN and Ginsberg HS (1990). Microbiology, 4th edition, pp: 601-614.
24- Dawson FL (1977). Further serological reaction to Brucella antigen in the horse .Equine Vet. J. 9(3):158-159.
25- Dawson FL and Durrant DS (1975). Some serological reactions to Brucella antigen in the horse. Equine vet. J. 7(3):137-140.
26- Deny HR (1972). Brucellosis in the horses .Vet. Rec. 4; pp: 68-91.
27- Firouzi R (1997). seroepidemiological survey on human brucellosis in Fars province of Iran. Abstructs of XV International Symposium on Salmonellosis, Brucellosis Cyprus.
28- Foster G, Johans KL, Veid RJ and Ross HM (1996). Isolation of Brucella species from cetaceans , seals and an otter . Vet. Rec. 138:583-586.
29- Gibbons WT, Catcott EJ and Smithcor JF (1970). Bovine Medicine and Surgery . Illionois American Vet. Piblication. pp: 104-102.
30- Gul ST, Khan A, Ahmad M and Hussain I (2009). Seroprevalence and haematological and biochemical parameters of brucellosis in horses .Turk. J. Vet Anim. Sci; 33(3). pp: 315-322.
31- Gyles CL and Theon CO (1993). Pathogenesis of bacterial infections in animals, Iowa State University Press/Ames. pp: 236-245.
32- Hawkins JF, and Fessler JF (2000). Treatment of supraspinous bursitis by use of debriment in standing hourses :10 cases (1968-1999) J. A. V. M. A. 217(1):74-78.
33- MacMillan AP (1985). A retrospective study of the serology of brucellosis in horses.Vet. Rec. 117(24):638-639.
34- MacMillan AP, Baskerville A, Hambelton P and Corbel MJ (1982). Experimental Brucella abortus infection in the horse: Observation during the three months following inoculation. Res. Vet. Sci: 33(3):351-359.
35- MacMillan AP and Cockrem DS (1986). Observations on the long term effects of Brucella abortus infection in the horse, including effects during pregnancy and lactation .Equine Vet. J. 18(5):388-390.
36- Merchant IA and Packer RA (1967). Veterinary Bacteriology and Virology , 6th edition, Harcourt, pp: 315-328.
37- Murray PR, Kobayashi GS, Pfalker MA and Rosenthal KS (1994). Medical Microbiology 2nd edition, Mosby, pp:268-278.
38- Namavari MM, Mohammadi GHR, Tahamtan MR and Tahamtan Y (2008). Pevalence of Brucellosis in equines of Mashhad-Iran. 13th International congress on Infectious Diseases Abstracts . e 134.
40- Ocholi RA, Bertu WJ, Kwaga JK, Ajogi I, Bale JO and Okpara J (2004). Carpal bursitis associated with Brucella abortus in a hourse in Nigeria .Vet. Rec. oct. 155(18):566-7.
41- OIE, Manual of Standards for Diagnostic Tests and Vaccines. (2000a) Bovine brucellosis. OIE, Paris, pp. 328–629.
42- Omer MK, Skjerve E, Holstad G, Woldehiwet Z and MacMillan AP (2000). Prevalence of antibodies to Brucella spp. in cattle, sheep, goats, horses and camels in the state of Eritrea; influence of husbandry systems. Epidemiol Infect. 125(2):447-453
43- Quinn PJ, Carter ME, Markey B and Carter GR (1994). Clinical Veterinary Microbiology, Mosby, pp: 261-267.
44- Radostits OM, Gay CC, Blood DC and Hinchcliff KW(2007). Veterinary Medicine , 10th edition , W.B. saunders , pp:963-993 .
45- Rogan WJ and Gladen B (1978). Estimating prevalence from the results of a screening test. Am J. Epidemiol .107: 71–76.
46- Robertson FJ, Milne J, Silver EL and Clark H (1973) Abortion assotiated with brucella abortus (biotype I) in the T.B. Mare. Vet. Rec. 92(18): 480-481.
47- Robinson NE (1983). Current Therapy in Equine Medicine, W.B. Saunders Co, p: 19.
48- Rossdule PD and Ricketts SW (1980). Equine Stud Farm Medicine, 2nd edition , Bailleire Tindall, pp: 437-438.
49- Ross HM, Johans kL, MacMillan RP, Reid RJ, Thompson PM and Foster G (1996). Brucella species infection in North sea seal and cetacean populations .Vet. Rec. 138: 647-648.
50- Sellon DC and Long MT (2007). Equine infectious diseases. Saunders Elsvier, 1st Edition. pp: 348-350.
51- Stevens MG, Olsen SC, Palmer MV and Cheville NF (1997). Brucella abortus strain RB51: A new brucellosis vaccine for cattle. The compendium 19(6) pp: 766-774.
52- Tahamtan Y, Namavari MM, Amrabadi OR and Tahamtan MR (2008). Brucellosis among horses in Shiraz–Iran: A seroprevalence study and control strategy. 13th International congress on Infectious Diseases Abstracts. e 134.
53- Timoney JF, Gillespie JH, Scott FW and Barlough JE (1988). Hagan and Bruner’s Miocrobiology and Infectios Disease of Domestic Animals, 8th Edition, Comstock, Cornell. pp: 135-151.
54- Zowghi E, Hedayati AH, Ebadi A, Behroozikhah M and Yarahmadi M (1996). Brucella infection causing abortion in human beings. Arch. Inst. Razi. No: 46/47. pp:53-55.