تحقیق مقاله حسابداری صنعتی و هزینه‌ یابی استاندارد و تجزیه و تحلیل انحرافات

  • Code: # 10836

  • تعداد صفحات: 253
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: حسابداری
قیمت: ۳۵,۰۰۰ تومان
۳۸,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله حسابداری صنعتی و هزینه‌ یابی استاندارد و تجزیه و تحلیل انحرافات

    بسمه تعالی

    حسابداری صنعتی Cost Accounting

    وظایف حسابداری صنعتی 

    1- تعیین بهای تمام شده کالا یا خدمات تولید یا ارائه شده بمنظور قیمت گذاری 

    2- تعیین بهای تمام شده کالای ساخته شده جهت ارائه در صورت های مالی (ترازنامه، سود و زیان) 

    3- مشارکت در امر برنامه ریزی و بودجه بندی (اولین بودجه هر شرکت، بودجه فروش است)

    4- مشارکت در امر کنترل:

    حسابداری صنعتی هم در تهیه برنامه و بودجه به مدیریت کمک می‎کند و هم درگزارش عملکرد به مدیریت. 

    کار مهم دیگراین است که عملکرد را با بودجه 

    مقایسه می‎کند، مغایرتها (انحرافات) را محاسبه

     نموده و نتیجه را به مدیریت ارجاع می‎دهد لذا 

    حسابداری صنعتی فقط اظهار نظر نموده و تصمیم گیری با مدیریت است.

    علت مغایرت یا برنامه بوده و یا عملکرد، که حسابداری صنعتی اینها را مجدداً بررسی می نماید.

    5- تهیه اطلاعات مربوط جهت تصمیم گیری مدیریت

    منظور تهیه اطلاعاتی است که بتوان بطور بالقوه، تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهد.

    تفاوتهای حسابداری صنعتی با حسابداری مالی

    1. هدف از تهیه و ارائه صورتهای مالی و گزارشات در حسابداری مالی و حسابداری صنعتی متفاوت است بطوریکه در حسابداری مالی هدف، ارائه اطلاعات به تصمیم گیرند گان برون سازمانی است ولی در حسابداری صنعتی هدف، ارائه اطلاعات به تصمیم گیرندگان درون سازمانی می باشد.

    2. نوع گزارشی که در حسابداری مالی ارائه می‎شود محدود به صورتهای مالی اساسی و یادداشت های پیوست می‎باشد در حالیکه در حسابداری صنعتی اطلاعات و گزارشهایی که تهیه می گردد بستگی به نیاز مدیریت شرکت تجاری دارد.

    3. در تهیه اطلاعات (صورتهای مالی) حسابداری مالی استانداردهای پذیرفته شده حسابداری (GAAP) باید رعایت شود ولی در حسابداری صنعتی استاندارد خاصی رعایت نمی گردد.

    4. گزارشات حسابداری مالی برای سال مالی (در برخی از کشورها بطور 3 ماهه) تهیه می‎شوند. در حالیکه در حسابداری مدیریت گزارشات مورد نظر ممکن است برای یک ساعت، یکروز، یک هفته، یک ماه و … در سال باشد (یعنی دوره اش کوتاهتر از حسابداری مالی است)

    5. اندازه گیری های حسابداری مالی طبق اصول حسابداری برحسب واحد پولی صورت می‎گیرد در حالی که واحدهای اندازه گیری که برای گزارشات حسابداری مدیریت استفاده می‎شود ممکن است غیر از آن (واحد پول) باشد مثلا ممکن است ساعت، کیلو، بسته و … باشد.

    6. گزارشات حسابداری مالی معمولاً گذشته نما هستند ولی گزارشات حسابداری مدیریت عمدتاً به آینده می پردازند.

    7. گزارشات حسابداری مالی براساس بهای تمام شده تاریخی تهیه می‎شوند در حالیکه در حسابداری مدیریت بیشتر تاکید بر قیمت  روز و یا قیمتهای آتی می‎باشد.

    (مثلا بحث تمرکز و عدم تمرکز) چند موضوع + حسابداری صنعتی= حسابداری مدیریت  بطور کلی 

    اهداف سیستم حسابداری 

    سیستم حسابداری مهمترین سیستم اطلاعاتی کمی مدیریت است که سه هدف عمده را دنبال می‎کند:

    1. گزارش داخلی به مدیریت در موقع وقایع روزمره شرکت

    2. گزراش داخلی به مدیریت در مورد وضعیت بلندمدت شرکت

    3. گزارشگری  خارجی یا برون سازمانی

    از سه هدف فوق، دو هدف اول به وسیله حسابداری مدیریت دنبال می‎شود و هدف سوم بوسیله حسابداری مالی. اهدافی که بوسیله حسابداری صنعتی دنبال می‎شود، اهداف ذکر شده برای حسابداری مدیریت و تا حدی هدف تعیین شده برای حسابداری مالی می‎باشد.

     

     

    آشنایی با برخی از واژه ها و اصطلاحات و طبقه بندی ها در حسابداری صنعتی

    بهای تمام شده (cost): عبارتست از منابع فداشده جهت کسب سایر منابع. منابع بدست آمده، دارای منافع آتی هستند که این منافع ممکن است از طریق فروش و یا استفاده در عملیات به صاحب آن انتقال یابد (این در واقع تعریف دارایی است)، بهای تمام شده براساس رابطه علت و معلولی است (در مورد موجودیهای کالا) و یا براساس رابطه سیستماتیک و معقول (مانند استهلاک دارائیهای ثابت) به سود و زیان می روند و تا زمانیکه منافع آنها منتقضی نشده است، بعنوان دارایی طبقه بندی می‎شوند. 

    هزینه (Expense): از دست دادن منابع در جهت کسب منفعت یا درآمد است که منافع کسب شده منقضی شده اند (منافع حاصل از آنها رخ داده است) این هزینه ها منافع آتی ندارند و براساس اصل شناخت بلادرنگ، در همان دوره ای که تحقق می یابند به سود و زیان دوره بسته می‎شوند.

    زیان (Loss): از دست رفتن منابع بدون کسب هر گونه منفعت. این مورد، نیز بنابراصل شناخت بلادرنگ در همان دوره ای که تحقق می یابند به سود و زیان دوره بسته می‎شوند.

    هزینه یابی (Costing): فرآیند تعیین بهای تمام شده کالا و یا خدمات می‎باشد. از تعریف هزینه یابی می‎توان دریافت که حسابداری صنعتی به عنوان بخشی از حسابداری که عمدتاً بر Costing تاکید دارد هم در موسسات تولیدی و هم در موسسات خدماتی می‎تواند بکار رود.

    موضوع هزینه (Cost object): چیزی که در هزینه یابی به دنبال تعیین بهای تمام شده آن هستیم، اصطلاحا cost object یا موضوع هزینه نام  دارد. بنابراین موضوع هزینه یابی ممکن است یک پروژه، یک فعالیت، یک محصول، یک مشتری، یک دپارتمان یا بخش و امثال آن باشد.

    معمولاً در حسابداری صنعتی مؤسسات تولیدی، موضوع هزینه یابی محصول یا کالاست. در حسابداری سنجش مسئولیت، موضوع هزینه یابی، معمولاً یک واحد، بخش یا دپارتمان است.

    عامل هزینه یا شاخص فعالیت (Cost driver) :

    عاملی است که باعث تغییر در Cost یا هزینه می‎شود معمولاً عامل هزینه را تعداد محصول، تعداد ساعت، تعداد روزکاری، تعداد پرسنل، سطح زیربنا و امثال آن می دانند. معمولاً در مؤسسات تولیدی تعداد محصول و یا تعداد ساعات کار را به عنوان عامل هزینه در نظر می گیرند ولی باید توجه داشت که حتی در یک شرکت ممکن است برای موضوعات مختلف از عامل هزینه های مختلف استفاده گردد. 

    مرکز هزینه (Cost Center):

    جایی است که مسئول کنترل هزینه های مربوط به خود باشد. معمولاً هزینه این مراکز مجزا از سایر مراکز می‎باشد و مدیر هر قسمت یا بخش، مسئول هزینه های مربوط به آن بخش است.

     

    حسابداری بخش مسئولیت

    بحث اصلی دراین حسابداری اینست که مدیران بخشها باید پاسخگوی هزینه هایی باشند که در کنترل آنهاست و واضح است که آنچه در کنترل مدیران بخشهاست هزینه های قابل کنترل است.

    در حسابداری سنجش مسئولیت به دنبال این موضوع هستیم که مدیران بخشهای مختلف تا چه حد در کنترل هزینه های قابل کنترل موفق بوده اند. در حسابداری سنجش مسئولیت تاکید زیادی بر تفکیک هزینه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل می شود، زیرا بدلیل هزینه های غیرقابل کنترل نمی توان مدیران بخشها را تنبیه کرد.

    هزینه های قابل کنترل

    هزینه هایی است که مسئول یا مدیر یک مرکز هزینه می‎تواند در میزان آنها تغییر ایجاد کند، به عبارت دیگر هزینه هایی است که مدیر قابل به کنترل آنهاست (که این هزینه ها، هزینه های متغیر هستند) مثل هزینه مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و هزینه سربار متغیر.

    هزینه های غیرقابل کنترل

    هزینه هایی است که مدیر نمی تواند آنها را کنترل نماید (البته در کوتاه مدت) مثل هزینه های اجاره، استهلاک و بیمه.

    مقایسه  Expense , Cost

    1. cost دارای منافع آتی بوده در حالیکه هزینه منافع آتی ندارد.

    2. منافع بهای تمام شده (cost) منقضی نشده است در حالیکه منافع حاصل از تحمل هزینه منقضی شده است. (در عین حال هر دو هدفدارند)

    تفاوت هزینه و زیان (Loss , Expense)

    1. هزینه اداری و اختیاری بوده در حالیکه زیان غیرارادی و ناخواسته است.

    2. هزینه منافعی را در گذشته ایجاد کرده در حالیکه زیان در  گذشته نیز منفعتی به دنبال نداشته است.

    3. هزینه قابل کنترل است ولی زیان قابلیت کنترل چندانی ندارد.

    4. هزینه ناخوشایند نیست در حالیکه زیان تلخ و ناخوشایند است.

    هر سیستم حسابداری صنعتی، حداقل دارای دو عنصر یا دو مرحله است:

    1. مرحله انباشت هزینه (Cost Accumlation)

    2. مرحله تخصیص هزینه (Cost Allocation)

    در قسمت اول هزینه ها جمع آوری و تعیین می گردند و مرحله دوم، هزینه های انباشته شده به موضوع هزینه یابی تخصص داده می‎شوند که تخصیص هزینه از دو راه امکان پذیراست:

    • رهگیری هزینه (cost Tracing)

    • تسهیم هزینه (cost Assignment)

    هزینه های مستقیم: هزینه هایی هستند که می‎توان آنها را بگونه ای که از نظر اقتصادی عملی یا به صرفه باشند یا موضوع هزینه یابی رهگیری نمود. «از نظر اقتصادی عملی بودن» به این مفهوم است که:

    1. فزونی منافع برمخارج (Cost & benafit) در نظر گرفته شده باشد یعنی اطلاع حاصل از تعیین هزینه مستقیم، منافع بیشتری نسبت به هزینه تهیه آن اطلاع به ما ارائه دهد.

    2. موضوع مربوط باشد، یعنی بطور بالقوه بتواند تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهد.

    3. موضوع دارای اهمیت نسبی باشد.

    هزینه های غیرمستقیم: هزینه هایی هستند که نمی توان آنها را به گونه ای که از نظر اقتصادی عملی باشد با موضوع هزینه، رهگیری نمود. اینگونه هزینه ها تسهیم می‎شوند.

    برای هزینه های مستقیم، اصطلاح رهگیری هزینه و برای هزینه های غیرمستقیم اصطلاح تسهیم هزینه بکار می رود. هزینه ممکن است در یک شرکت مستقیم تلقی شود و در شرکت دیگر غیرمستقیم، مستقیم یا غیرمستقیم بودن به موضوع هزینه یابی انتخاب شده بستگی دارد و با تغییر موضوع هزینه یابی ممکن است هزینه ای را که قبلا غیرمستقیم می دانستیم، به عنوان مستقیم طبقه بندی شود و بالعکس.

    مثال: هزینه اجاره محل یک بخش تولیدی ، زمانیکه موضوع هزینه یابی بخش می‎باشد هزینه مستقیم بوده در حالیکه هزینه اجاره محل همان بخش تولیدی نسبت به تولیدات آن بخش (موضوع هزینه یابی تولید یا محصول است) هزینه غیرمستقیم می‎باشد.

    انواع هزینه های مستقیم:

    از آنجائیکه در مؤسسات تولیدی معمولاً موضوع هزینه یابی محصول است هزینه های مستقیم را به دو بخش تقسیم می کنند:

    1. مواد مستقیم (Direct Material)

    2. دستمزد مستقیم (Direct Label)

    به مجموع هزینه های مستقیم فوق، بهای اولیه (prime cost) گویند.

    هزینه های غیرمستقیم

    هزینه های غیرمستقیم تولید را مجموعاً سربار ساخت یا سربار تولید (over head) می گوئیم. مجموع دستمزد مستقیم و سربار ساخت را اصطلاحاً «تبدیل یا بهای تبدیل» گویند. بنابراین اشتراک بهای اولیه و بهای تبدیل، دستمزد مستقیم است.

    طبقه بندی هزینه ها (Cost classification)

    1. طبقه بندی براساس ماهیت هزینه

    2. طبقه بندی براساس رفتار هزینه

    3. طبقه بندی براساس دوره های انتفاع هزینه ها

    4. طبقه بندی براساس کل یا متوسط بودن هزینه ها

    5. طبقه بندی براساس عملکرد مدیریت

     

     

    1. طبقه بندی براساس ماهیت هزینه

    الف) هزینه محصول: هزینه هایی است که بهای تمام شده تولید را تشکیل می‎دهد. این هزینه و جزئیات آن تابع هدف هزینه یابی است. محصول از ابتدا تا انتهاء یک زنجیره را طی می‎کند که اصطلاحا زنجیره ارزش (Value chain) می گوییم: این زنجیره در نمودار زیر نشان داده شده است:

     

     

    اینکه از این زنجیره 6 حلقه ای، کدامیک هزینه محصول است بستگی به هدف هزینه یابی دارد: اگر هدف از هزینه یابی ، قیمت گذاری باشد کل هزینه های مربوط به این زنجیره، هزینه محصول است.  زمانیکه مقاصد مالیاتی مد نظر است (در امریکا) هزینه محصول را سه عامل اول تشکیل می‎دهد و زمانی که گزارشگری  مالی مدنظر است هزینه های محصول را فقط هزینه های تولید (مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت) تشکیل می‎دهد.

    چون در درس حسابداری صنعتی I بیشتر تاکید بر آن بخش از حسابداری صنعتی است که با حسابداری مالی در ارتباط است، هزینه های محصول را صرفا هزینه های تولید آن می دانیم.

    ب) این  نوع هزینه ها برخلاف هزینه های محصول از نوع cost نیستند، بلکه عمدتاً expense می باشند. این نوع هزینه ها منافع آتی ندارند و شامل هزینه های توزیع و فروش و هزینه های اداری و تشکیلاتی می‎شوند.

    2- طبقه بندی براساس رفتار هزینه 

    منظور از رفتار هزینه، عکس العمل هزینه ها، نسبت به تغییرات عامل هزینه است. از این دیدگاه هزینه ها را به سه دسته تقسیم می کنند:

    الف) هزینه متغیر (varible cost)

    ب) هزینه ثابت (Fixed cost)

    ج) هزینه نیمه متغیر (Semierible cost)

    الف) هزینه متغیر: هزینه هایی هستند که مبلغ کل آنها در اثر تغییرات عامل هزینه، تغییر می‎کند ولی  نرخ آن برای هر واحد از عامل هزینه ثابت است.

    نمونه هایی از هزینه های متغیر عبارتست از مواد مستقیم مصرف شده ، دستمزد مستقیم و سربار متغیر؛ (مثل مواد غیر مستقیم، دستمزد غیرمستقیم و …)، هزینه متغیر توزیع و فروش و هزینه متغیر اداری و تشکیلاتی 

     

     

     

     

    «نمودار هزینه متغیر کل »

    ب) هزینه های ثابت: هزینه هایی هستند که مبلغ کل آن در یک دامنه مربوط، در اثر تغییرات عامل هزینه تغییر نمی کند ولی نرخ آن برای هر واحد از عامل هزینه متغیر است.

  • فهرست تحقیق مقاله حسابداری صنعتی و هزینه‌ یابی استاندارد و تجزیه و تحلیل انحرافات

    فهرست:

    ندارد
     

    منبع:

    ندارد

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت