ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

تحقیق مقاله دانش امام جعفر صادق

Code: #17863
تعداد صفحات
9
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه تحقیق مقاله دانش امام جعفر صادق

ذهن شفاف و نورانی آن بزرگواران انعکاس می‏یابد، اشعه‏هایی از انوار الهی است که از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم ‏چهاردهم امام زمان (عج) نسلی بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهره‏مند ساخته است.

 

 

اگر غیر از این بود، می‏بایست علوم آنها مقطعی و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، کاربردی آن هم در همه ‏زمینه‏ها، بدون کمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیت ‏های علمی هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.

 

 
 

جستجوی مفصل این نکته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را که به علم پزشکی امام صادق علیه السلام اشاره‏ دارد، نقل به مضمون می‏کنیم.

 

 
 

روزی امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقی وارد شد. طبیب هندی ‏کنار خلیفه نشسته بود. او کتاب‎هایی را که در موضوع «علم طب‏» نگاشته شده بود، برای خلیفه می‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.

 

 
 

امام صادق علیه السلام در گوشه‏ی مجلس نشست. بارانی از هیبت و ابهت از چهره حضرت می‏بارید. مدتی گذشت. هنگامی که طبیب از خواندن کتاب‎ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتی مشغول‏ تماشای سیمای حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوی خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:

 

 

- این مرد کیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوخته‏های علمی من بهره‏مند گردد؟

 

نگاه خلیفه روی امام قرار گرفت. قبل از این که چیزی بگوید،امام لب به سخن گشود: نه!

 

طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید: چرا؟

 

 

- چون بهتر از آنچه تو داری، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار داری؟
- گرمی را با سردی معالجه می‏کنم و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی درمان می‏کنم و خشکی را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار می‏بندم و نتیجه کار را به خداوند وامی‏گذارم.

 

سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیماری و پرهیز، سر هر درمان است.»

 

طبیب هندی برای این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید: مگر طب غیر از این‏ها است که گفتی؟! امام فرمود: گمان می‏کنی من مثل تو این‏ها را از کتاب‎های طبی آموخته‏ام؟!

 

 

- حتما، غیر از این، راهی برای فراگیری علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگری نیاموخته‏ام. اکنون ‏بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.
- پس لطفا به سوال‎هایم پاسخ گویید.
- بپرسید.

 

- چرا سر آدمی یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا پیشانی مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟ نمی‏دانم.

 

- چرا بر روی پیشانی خطوط مختلفی نقش بسته است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا ابروها در بالای دیدگان انسان قرار گرفته است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا چشم‎های انسان به شکل لوزی ساخته شده است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا بینی میان دو چشم قرار گرفته است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا سوراخ‎های بینی در زیر آن خلق شده است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا لب فوقانی و سبیل در قسمت ‏بالای دهان آفریده شده است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا دندان‎های جلو، تیز و دندان‎های آسیاب، پهن و دندان‎های ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟ نمی‏دانم.

 

- چرا مرد ریش دارد ولی زن فاقد ریش است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا ناخن و موهای سر انسان روح ندارند؟ نمی‏دانم.

 

- چرا قلب، صنوبری شکل آفریده شده است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جای خود متحرک است؟ نمی‏دانم.

 

- چرا کلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟ نمی‏دانم.

 

- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟ نمی‏دانم.

 

- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟ نمی‏دانم.

 

- ای طبیب هندی! ولی من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این ‏سوال‎ها آگاه‏ام. طبیب که چاره‏ای جز تسلیم شدن نداشت، گفت: پاسخ‎ها را بگویید تا بهره‏مند گردم. آنگاه امام به ترتیب به یکایک سوال‎های مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:

 

- به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکاف‎هایی برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.

 

- خداوند مو را بالای سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششی ‏برای سرما و گرما باشد. ولی در پیشانی مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمی نداشته باشند و بتوانند به راحتی نور بگیرند.

 

- ابروها را بالای چشم قرار داد تا به اندازه کافی به چشم‏ها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیری کند. چون زیادی نور، چشم‏ را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم می‏سازد.

 

- چشم‏ها به شکل لوزی آفریده شده تا داروهایی که با سرمه ‏استعمال می‏شود، به آسانی وارد چشم شده، چرک و مرض به آسانی از آن به وسیله اشک خارج شود.

 

- به این جهت ‏بینی را میان دو چشم قرار داده است که بینی نور را به دو قسمت مساوی تقسیم می‏کند تا نور به طور اعتدال به ‏چشم‏ها برسد.

 

- سوراخ‎های بینی را در پایین آن آفریده تا چرک‏های انباشته شده‏ در مغز از این سوراخ‎ها بیرون شده و بوهای معطر که به وسیله هوا متصاعد می‏گردد، از آن، بالا رود.

 

- لب و سبیل را به این جهت روی دهان قرار داده است تا از ورود کثافات دماغ به داخل دهان جلوگیری کند. و نیز مانع آلوده شدن ‏خوراکی‏ها گردد.

 

- دندان‎های جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.

 

- دندان‎های آسیاب را پهن خلق کرده تا غذا به‏ وسیله آنها کوبیده و نرم گردند. دندان‎های انیاب را درازتر آفریده تا میان دندان‎های ‏آسیاب و دندان‎های پیشین، چون ستونی استوار باشند.

 

- کف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به ‏وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه کافی استفاده نماییم.

 

- برای مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.

 

- به مو و ناخن‏های تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت کننده نباشد.

 

- قلب، صنوبری شکل آفریده شده است تا هنگام آویختگی، نوک‏ باریکش وارد ریه شده و از نسیم آن خنک گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند

فهرست تحقیق مقاله دانش امام جعفر صادق

فهرست:

ندارد.
 

منبع:

ندارد.

تگ‌ها
N/A