کشاورزی
چکیده
در برنامههای توسعه کشور، کشاورزی محور توسعه اقتصادی است و بیشترین بهرهوری نیروی کار و ارزش افزوده به ازای هر واحد سرمایهگذاری، اختصاص به بخش کشاورزی دارد. دراین میان، زیربخش منابع طبیعی به واسطه وابستگی امنیت غذایی کشور به آن مورد توجه ویژه است. این زیربخش در استان مرکزی با حدود 9/1 میلیون هکتار از جایگاه اقتصادی مهمی برخوردار است، ولی برخی چالشها و مسائل مانع از بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای آن شدهاست. تحقیق حاضر که با هدف شناخت این چالشها و مسائل و راهکارهای مرتفع ساختن آنها صورت گرفته، از نوع توصیفی و همبستگی است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی گردآوری شدهاست و جامعه آماری آن شامل مدیران، کارشناسان و مروجین واحدهای سازمانی جنگل، مرتع و آبخیرداری سازمان جهادکشاورزی استان مرکزی است. حجم نمونه کارشناسان و مروجین با استفاده از فرمول کوکران و به صورت تصادفی تعیین گردیده است. مدیران نیز به صورت سرشماری تعیین گردیدند، که تعداد آنها 101 نفر شد و ابزار این تحقیق پرسشنامهای بود. یافتههای تحقیق نشان داد، که چالشها و مسائل درونی بیش از چالشها و مسائل برونی مانع توسعه مطلوب منابع طبیعی استان مرکزی شدهاست. مهمترین چالش و مسئله درونی بهرهبرداری های بیرویه از جنگلها ومراتع و عدم رعایت زمان مناسب چرا در مراتع و پایین بودن سطح اطلاعات عمومی و فرهنگ مردم و بهرهبرداران در ارتباط با اهمیت و ارزش منابع طبیعی میباشد. از طرف دیگر، نتایج آزمون تحلیل عاملی چالشها و مسائل توسعه منابع طبیعی نشان میدهد، که ابهامات و ضعف قوانین و مقررات بهرهبرداری و فرآیند آگاهی رسانی 9/42 درصد واریانس مشترک بین عامل اول و سایر متغیرها را تبیین کرده و تأثیرگذارترین عامل در تبیین چالشها و مسائل منابع طبیعی استان مرکزی میباشد.
واژههای کلیدی: چالشها، منابع طبیعی، توسعه بخش کشاورزی.
مقدمه
کشاورزی اساس توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه به شمار میآید. در ایران علیرغم مسائلی از جمله خشکسالی و کاهش سطح اراضی مطلوب در دهه گذشته، این بخش بیش از 18 درصد در تولید ناخالص داخلی( البته در صورتی که ارزش افزوده به قیمت ثابت سال 1369 منظور شود سهمی معادل 16 درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص خواهد داد.) سهیم بوده و در سال 1382 نرخ رشد ارزش افزوده آن برابر 1/10% بوده آست. در سالهای اخیر نیز به ترتیب 20، 4/23، 80 و 90 درصد ارزش صادرات غیرنفتی، اشتغال، تأمین نیازهای غذایی و مواد اولیه صنایع را برعهده داشته و برابر آخرین سرشماری کارگاهی، 24% نیروی انسانی فعال و 3/4 میلیون نفر شاغل در آن فعالیت میکنند (21). استان مرکزی با اختصاص 79/1 درصد مساحت کل کشور به خود پانزدهمین استان از لحاظ وسعت بوده و در حاشیه غربی کویر مرکزی ایران در زاویه برخورد دو رشته کوه البرز و زاگرس واقع شدهاست. دارای سه اقلیم پستی سرد، نیمه بیابانی ضعیف و مدیترانهای گرم وخشک میباشد (17). از کل مساحت استان 91/33% مناطق کوهستانی، 93/14% تپهای، 76/13 فلاتها و 4/37% مابقی را دشتها تشکیل میدهند (10). به طور کلی 9/1 میلیون هکتار مرتع در استان مذکور وجود دارد، که 1/14 درصد آن خوب 1/56 درصد متوسط، 8/9 درصد فقیر بوده و میانگین تولید علوفه آنها در ساله به ترتیب 500، 134 و 30 کیلوگرم در هکتار است. در کل استان جنگلهای طبیعی به صورت غیرانبوه و پراکنده 40 هزار هکتار میباشد که بیشتر در اطراف شهرستان تفرش واقع شدهاست (9). در سال 1381، در زمینه مرتعداری و اصلاح مراتع، 2030000 اصله بوته و نهال، 6500 هکتار کپهکاری و کشت مستقیم، 255 هکتار کودپاشی مراتع و 8419 هکتار ذخیره نزولات آسمانی، 325 هکتار تبدیل دیم زارهای کم بازده به مراتع 4/49910 هکتار ممیزی و تنسیق صورت گرفتهاست (1 و 9). براساس اطلاعات موجود در سال 1385 تعداد 61 پروژ در زمینه حفاظت آب و خاک، 38 مورد در رابطه با و اصلاح و احیای مراتع و جنگلداری (38 پروژه) از محل اعتبارات استانی و ملی در حال اجرا است (12). براساس گزارش اداره کل منابع طبیعی استان مرکزی مشکلات ایجاد شده در اجرای مواد 147 و 148 اصلاحی قانون ثبت مرتبط با اراضی ملی شده در مراتع، تکمیل نبودن شبکه حفاظتی منابع طبیعی و تجهیزات مربوط به آن از قبیل وسیله نقلیه، امکانات اطفای حریق، تکمیل نبودن شبکه بیسیم موجود، در اختیار نداشتن نیروی مسلح جهتانجام امور حفاظتی، شفاف نبودن قوانین و مقررات مربوط به مالکیت اراضی ملی از جمله مشکلات منابع طبیعی استان مرکزی است(10). در راستای کاهش و برطرف سازی این مشکلات، اجرای طرحهای تحقق بخشیدن به سیاستهای کلی نظام در موضوع منابع طبیعی، از مهمترین هدفهای توسعه منابع طبیعی استان در برنامه چهارم توسعه تعریف شدهاست(10). مطالعات پوشش گیاهی استان نشان میدهد. که بخش عظیمی از مراتع به شدت تخریب شده و یا روند تخریب در آنها همچنان ادامه دارد ودر گذشته بخشی از دیم زارهای کنونی استان و همچنین اراضی شخم خورده و دیم زارهای رها شده به صورت مراتع بودهاند. از 9/1 میلیون هکتار مراتع استان، نزدیک به 610000 هکتار آن پوشش گیاهی طبیعی خود را از دست دادهاست و 2/1 میلیون هکتار اراضی باقی مانده نیز از نظر پوشش گیاهی وضعیت چندان مناسبی ندارد (13). نتایج بررسی دیگری مؤید است آن است که ظرفیت چرای استان طی بیست سال گذشته حداقل به دلیل افزایش جمعیت و به تبع آن بهرهبرداری بیش از ظرفیت و به هم خوردن تعادل تولید و مصرف، حداقل 40% کاهش یافتهاست. با در نظر گرفتن سرانه دو کیلوگرم علوفه برای تغذیه دامها در یک فصل چرا 625000 دام میتوانند از مراتع استان بهرهمند گردند، در صورتی که هم اکنون 2200000 دام از مراتع استان استفاده میکنند. همچنین بهرهبرداری غیراصولی محصولات غیر علوفهای از مراتع موجب تسریع روند نابودی مراتع شدهاست (5). در این میان مشخص نیست چه عواملی موجب افزایش سرعت تخریب مراتع استان گردیده و چه راهحلهای عملی برای این منظور وجود دارد. به طور کلی مسائل و چالشهای متعددی موجب کندی توسعه منابع طبیعی استان مرکزی گردیدهاست. بنابراین، ضروری است با شناخت موقعیت منابع طبیعی( این واژه معادل زیربخش « جنگلها، مراتع و آبخیزداری» بخش کشاورزی استفاده میشود. )
، مشکلات و راهکارهای توسعه شناسایی و برنامهریزی برای عملی کردن آنها در این استان صورت پذیرد. بر این اساس، سوالات تحقیق عبارتند از: چالشها و مشکلات فراروی زیربخش منابع طبیعی استان مرکزی چیست و چه راهکارهایی برای کاهش یا رفع چالشها و مسائل توسعه منابع طبیعی استان مرکزی وجود دارد؟
توسعه پایدار به منظور مدیریت وحفاظت از منابع پایه و معرفی و بکارگیری پیشرفتهای فناوری و ساختار تشکیلاتی مناسب در این زمینه، اقداماتی را توصیهمیکند که بخش کشاورزی ایران برای دستیابی به آن با چالشهای فراوانی در زمینه منابع طبیعی روبروست (8). بر این اساس، منابع پایه در بخش آب و کشاورزی شامل آب و خاک، جنگل و مرتع و ذخایر ژنتیکی از عوامل تعیین کننده وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور میباشند که براساس آخرین آمار و اطلاعات، که از حدود 5/87 میلیارد متر مکعب آبهای برداشت شده از منابع آبی کشور حدود 82 میلیارد متر مکعب به بخش کشاورزی اختصاص دارد و منابع فوق برای کشت آبی قسمت محدودی از اراضی کشاورزی کفایت میکند بر اساس نظرات کارشناسی اراضی واقع در چرخه تولید با نرخ 50 تا 60 درصد بهرهبرداری میشوند(11). تخریب جنگلها و مراتع و افزایش بیابانها یکی دیگر از مشکلات بخش کشاورزی است. مطابق بند ه ماده 29 قانون برنامه چهارم توسعه، میبایست برای حفظ، احیاء اصلاح، توسعه و بهرهوری از منابع طبیعی تجدید شونده، فضای سبز و جنگلهای دست کاشت به میزان حداقل 500 هزار هکتار توسعه پیدا کند. همچنین در همین بند اشاره شده است که دولت در طول بنرامه فوق باید عملیات کنترل کانونهای بحرانی بیابان را به میزان 5/1 میلیون هکتار انجام گیرد (4). براساس آمار موجود 55% خاک ایران را مراتع تشکیل میدهند و به واسطه اتفاقاتی مانند بهرهبردای بیرویه و خارج از ظرفیت، چرای خارج از فصل و بوتهکنی و تخریب مراتع برای ایجاد دیم زارها، بخش مهمی از آن بهرهبرداری اقتصادی خارج شدهاست (16). نتایج مطالعه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در سال 1382در خصوص عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در سالهای 1374-1378 مؤید آن است، که چالشهای پیش روی توسعه کشاورزی ایران در چارچوب موضوعاتی مانند حفظ و توسعه منابع پایه تولید در چارچوب توسعه پایدار، تأمین سرمایه برای توسعه کشاورزی، تأمین نیروی انسانی متخصص و کارآمد، تغییر در مقیاس بهرهبرداریهای زراعی و باغی، توسعه تحقیقات بخش کشاورزی، اصلاح ساختار تشکیلات دولت در بخش کشاورزی و اصلاح بازار محصولات کشاورزی، قابل تعریف است(3).
یزدی صمدی (1383) طی مطالعهای به بررسی چالشها و مشکلات کلان کشاورزی ایران از دیدگاه خبرگان واعضای گروه علوم کشاورزی فرهنگستان علوم کشور پرداخته و به چالشها و مسائل مهم در زیربخش منابع طبیعی، شامل برنامهریزی علمی در دستگاههای کشاورزی، عدم توجه کافی ارتباط و هماهنگی لازم بین بخشهای اجرایی و تحقیقاتی، کافی نبودن سطح کارآیی منابع انسانی، اشاره نموده است. نتایج مطالعات مجتهدزاده و نجفی(1365) در خصوص وضعیت کشاورزی و منابع طبیعی یازده استان کشور مؤید مسائلی است که برای مثال در استان مرکزی به عدم وجود اطلاعات کافی در مورد ساختمان و بافت خاکهای اراضی زراعی و مراتع، نیاز شدید به کنترل هرزآبها به منظور جلوگیری از فرسایش خاک و تقویت سفرههای زیرزمینی، تجاوز به مراتع و تخریب آنها و نیز چرای بیرویه و در نتیجه محوتدریجی مراتع، اشاره شدهاست. یافتههای مطالعه حقشناس (1383) در استان مرکزی نشان میدهد، که مهمترین مشکلات بخش کشاورزی استان مرکزی، پایین بودن سطح دانش و مهارت برخی از بهرهبرداران، فقدان نظام مناسب برای مشارکت هر چه بیشتر بهرهبرداران در عملیات زیربنایی و مدیریت توسعه بخش کشاورزی،میباشد.
بررسیهای عزیز(2001) در خصوص مشکلات جهانی بخش کشاورزی کشورهای کمتر توسعه یافته نشان میدهد، که موافقتنامههای بینالمللی سازمان تجارت جهانی در زمینه کشاورزی به سود کشورهای یاد شده نمیباشد و با سهم محدودی که در صادرات محصولات کشاورزی دارند (6/1%)،در حاشیه فرایند جهانی شدن قرارگرفتهاند. بر همین اساس، در دو دهه گذشته با رشد منفی سرانه تولید غذاو کاهش ظرفیت وارداتف امنیت غذایی این کشورها، بطور جدی بدتر شدهاست. نتایج برخی تحقیقات جهانی انجام شده نشان میدهد، که کشاورزی جهان در قرن 21 با سه چالش چگونگی تغذیه جمعیت فزاینده جهان، چگونگی مشارکت در کاهش شیوع فزاینده فقر روستایی و چگونگی پاسخگویی به نگرانیهای فزاینده در مورد مدیریت منابع طبیعی پایه؛ روبرو خواهد بود (23).