خلاصه تحقیق مقاله آرماگدون گرایی و تأثیر آن بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا
مقدمه:
روایت ادیان مختلف از آخرالزمان بخش مهمی از هویت جامعه بشری را شکل داده است. به طوری که بسیاری از تعاملات بشر به ویژه در سطح بینالمللی و نحوه این روابط ریشه در رویکردی دارد که پیروان ادیان مختلف به آخر الزمان دارند و ویژگیهای قابل تأملی را متوجه الگوی رفتاری کشور ها کرده است.
رویکردی که هر قوم به این موضوع دارد نوع مأموریت آن قوم را مشخص میکند. این مأموریت به ابعاد گوناگون زندگی این قوم یعنی فرهنگ، اقتصاد، سیاست داخلی و سیاست خارجی تسرّی پیدا میکند و در واقع یکی از عوامل کلان در سامان بخشی سیاستهای یک کشور است. پیشبرد جهان به سمت الگویی که برای آخرالزمان ترسیم شده یکی از دغدغههای اصلی پیروان ادیان مختلف است. در این الگو حق و باطل تعریف شده است و این درگیریهای زیادی را بین ملتهای مختلف شکل میدهد. یکی از این روایتها، روایت کتاب عهد عتیق از برخوردی است که در آخرالزمان پدید میآید. این روایت که به «هارو مجدون» یا «آرماگدون» معروف است امروز شکل دهنده بخش عظیمی از رفتاری است که در درون جهان صورت میگیرد و جهان بیرون از آن را نیز دستخوش تحول کرده است. همانطور که در صفحات بعدی به خوبی توصیف خواهد شد ایالات متحده آمریکا بعد از انحراف مسیحیت پروتستانی و نزدیک شدن ایدههای آن با ایدههای صهیونیسم یهودی به شدت تحت تأثیر این روایت تفوق جویانه از آخرالزمان قرار گرفته است. اگرچه سیاستهای اعلامی ایالات متحده مبتنی بر اصول مکتب سکولاریسم معرفی میشود، اما سیاستهای اعمالی این دولت به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم براساس اصول مذهبی و دینی بنا شده است. اشاره بوش «به جنگ های صلیبی» بعد از ضد واقعیت «یازدهم سپتامبر» و تشابه این دو پدیده به یکدیگر گویای عمق و ریشههای مذهبی در افکار «سیاست سازان» جامعه آمریکا دارد. بنابراین آمریکا دارای نظام ارزشهایی است که از آن میتواند به ایدئولوژی تعبیر نمود و نومحافظهکاری آمریکا به شدت تحت تأثیر این ارزشها قرار دارد. این ایدئولوژی پیوند عمیقی بین صهیونیسم و پروتستانیسم ایجاد کرده است که سیاست خارجی آمریکا را تعیین میکند. در این راستا بوش به شدت تحت تأثیر کشیشهای مسیحی است که از آنها به عنوان «صهیونیستهای مسیحی» نام برده می شود. این دسته بقای آمریکا را منوط به بقای اسرائیل میدانند و به ائتلاف خیر (اسرائیل و آمریکا) در مقابل ائتلاف شر (مسلمانان و ادیان دیگر) تأکید دارند. بنابراین صدور ارزشهای آمریکای حالتی مذهبی به خود گرفته است.
در این تحقیق تلاش میشود تأثیر ایده مذهبی آرماگدون بر سیاست خارجی ایالات متحده مورد بررسی قرار گیرد.
فصل اول: سیری در تاریخ؛
آرماگدون گراها کیستند و چه میگویند؟
برای ترسیم مسیر مطالعاتی موضوع تحقیق لازم است ابتدا از ریشه بحث که ایده «صهیونیسم» است آغاز کنیم.
«صهیونیسم» اندیشهای سیاسی است که معتقد است در کتاب عهد عتیق (تورات) به یهودیان وعده داده شده به ارض موعود که خداوند به ابراهیم و اخلافش وعده داده بازخواهند گشت. براساس این ایده در کتاب مقدس یهودیان محدوده این سرزمین از نیل تا فرات مشخص شده است. در متنی منسوب به ارمیای نبی آمده است «سرانجام روزی اسرائیلیهای پراکنده در جهان دوباره در این سرزمین جمع خواهند شد. آنها دوباره خواهند آمد و بر فراز ارتفاعات صهیون آواز خواهند خواند.» (1)
جنبش صهیونیستی در واقع حرکتی مستقل و متکی به خود نبود؛ بلکه همزمان با رشد رقابتهای استعماری و امپریالیستی در اروپا به وجود آمد. اندیشه صهیونیسم صهیونیستی، یعنی بازگشت به فلسطین و تأسیس حکومت اسرائیل، در اصل از سوی قدرتهای استعماری رقیب در اروپا مطرح شد و بعدها بورژوازی یهود نیز برای دستیابی به اهداف خود، با سرمایه داری اروپا همدست شد و حرکت صهیونیستی را بنا نهاد. واژه «صهیونیسم» نخستین بار از سوی «ناتان بیرن بام»، یک یهودی اتریشی، در مقالهای که در سال 1886 انتشار یافت، مطرح شد. او مفهوم این واژه را «استقرار دوباره ملت یهود در خاک فلسطین معنا کرده است. (2)
اندیشه تأسیس دولتی برای قوم یهود، سابقه ای استعماری دارد و به زمان «ناپلئون بناپارت» باز میگردد. او در سال 1799 با صدور فرمانی از یهودیان خواست تا تحت لوای وی جمع شوند و در مقابل به آنها وعده داد تا سرزمین مقدسی را در اختیار آنان قرار دهد و عظمت و شکوه اورشلیم باستانی را زنده کند. (3)
در این زمینه اعضای مجمع بزرگ پاریس میگویند:
«بناپارت در اندیشه حضور و نجات سیاسی یهودیان در سرزمین مصر یا کرانههای رود اردن بوده است. ما در این مورد هیچ تردیدی نداریم، ... این مرد بزرگ، اندیشه استقرار دوباره یهودیان را در فلسطین در سر میپروراند و بازگرداندن یهودیان به فلسطین، جزئی از طرحهای وی را در قبال مصر که وی هرگز از آن دست برنداشت تشکیل میداده است.» (4)
اما تسلط ناپلئون بر منطقه، بیش از سه سال طول نکشید و با شکست فرانسه از انگلیس، نیروهای انگلیسی جایگزین نیروهای فرانسوی شدند. سیاست انگلیس این بود که با سیطره بی رقیب ناوگان خود بر آبهای منطقه و از راه حفظ امپراطوری عثمانی به عنوان سدی در برابر طمع کشورهای دیگر اروپا، منطقه را برای خود حفظ کند. در همین راستا انگلیس، نخستین کنسولگری غرب را در سال 1839م. در قدس بنا نهاد و بیشتر فعالیت آن را به حمایت از یهودیان مهاجر اختصاص داد. (5)
تعداد یهودیان مهاجر در فلسطین در ابتدا 9700 نفر بود که در شهرهای قدس و جلیل و صفدو طبریه ساکن بودند. هدف انگلیس این بود که یهودیان مهاجر بیشتری را به فلسطین بیاورد. این مقاصد در نامه «پالمرستون»[1]، نخست وزیر انگلیس به سفیر این کشور در استانبول آشکارا بیان شده است. در این نامه او پس از بر شمردن منافع سیاسی و مادی مهاجرت صهیونیستی به فلسطین به سلطان عثمانی میگوید: «بازگشت ملت یهود به فلسطین به دعوت سلطان عثمانی و با حمایت او، نقشههای شیطان محمد علی ]پادشاه مصر[ و جانشینانش را نقش بر آب خواهد کرد».(6) در اوت 1840، روزنامه «تایمز» چاپ لندن مقالهای با عنوان «سوریه، بازگرداندن یهودیان» انتشار داد که قسمتی از مقاله به شرح ذیل بود:
«پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین آبا و اجدادی خود، تحت حمایت پنج قدرت بزرگ، اینک مسألهای ذهنی و خیالی نیست، بلکه از نظر سیاسی موضوعی درخور اعتنا است». (7)
با همه این تلاشها، «پالمرستون» موفق نشد نظر یهودیان را برای مهاجرت به فلسطین جلب کند. دوران پالمرستون (521837)، یکی از پر رونقترین ادوار رشد افکار و اندیشههای بازگشت یهودیان به فلسطین بود. (8) بعدها در زمان «دیزرائیلی»[2]، نخستوزیر وقت انگلیس، بین سالهای 18801868 این مسأله دوباره زنده شد. او برای بازگرداندن یهودیان به سرزمین باستانی فلسطین تلاش زیادی کرد و صهیونیستها او را بزرگترین نماینده جنبش خود میدانند. در دهه نود قرن نوزدهم «سرهنگ گلداسمیت»[3]، در انگلیس یک ارگان نظامی برای تأمین امنیت مستعمرههای یهودی در فلسطین ارائه داد. او که رهبر «عشاق صهیون» انگلیس و اروپای غربی بود اعتقاد داشت که مسأله یهود هرگز حل نخواهد شد، مگر در صورت تأسیس یک کشور یهودی در سرزمین فلسطین. (9)
با این همه از نظر تاریخی میتوان پیدایش صهیونیسم سیاسی را با انتشار کتاب «دولت یهودیان» اثر «تئودورهرتصل» اتریشی در 1896م. همزمان دانست. هرتصل میکوشید تا به رهبران اروپا بقبولاند که صهیونیسم در خدمت منافع آنها در خاورمیانه خواهد بود، هرتصل میگفت: «ما میتوانیم بخشی از دیوار دفاعی اروپا در برابر آسیا باشیم، ما پاسدار تمدن در برابر بربریت خواهیم بود.»(10)
هرتصل پس از آن با بریتانیا وارد گفتگو شد. زیرا معتقد بود که بریتانیا «نخستین کشوری است که نیاز به توسعه استعماری را دریافته است.» براساس گفته هرتصل «مرام صهیونیسم که مرامی استعماری است، قاعدتاً در انگلستان به سهولت و سرعت میتواند دریافت شود».(11)
در سال 1902م. هرتصل با «سیسیل رودز[4]» که چندی پس از آن سرزمین رودزیا را به استعمار خود در آورده بود، وارد گفتگو شد. هرتصل در نامهای به «رودز» نوشت، «از شما دعوت میکنم. که در ساختن تاریخ کمک کنید. این مسأله مربوط به آفریقا نیست؛ بلکه مربوط به بخشی از آسیای صغیر است. این امر به مردان انگلیسی ارتباطی ندارد، بلکه مربوط به یهودیان است.» (12)
شیوه صهیونیسم در زمان «هرتصل» و «وایزمن» دارای صفات ویژهای بود که برجستهترین آن «مرحلهای بودن» است. این صفت در سیاست گام به گام به سوی فلسطین نمایان است؛ یعنی اشغال آن از سوی نیروی نظامی با همکاری استعمار و تلاش در جهت سیطره اقتصادی بر مقدرات کشور و سپس مقابله با هرگونه اعتراض به وسیله نیروی مسلح.(13)
کنگره نخست صهیونیسم که در 29 اوت 1897م. در شهر «بابل» سوئیس تشکیل شد، هدف صهیونیسم را به قرار ذیل تعیین کرد:
«هدف صهیونیسم، ایجاد موطنی برای مردم یهود در فلسطین و تضمین آن از سوی قوانین بینالمللی است.» (14) کنگره صهیونیستها تحقق این هدف را در گرو اجرای تدابیر ذیل میداند:
1 گسترش مناسب مهاجرنشین های یهودی در فلسطین، از سوی کشاورزان و کارگران صنعتی.
2 سازماندهی و ایجاد وحدت بین تمامی یهودیان از راه مؤسسات مناسب محلی و بینالمللی و براساس قوانین کشورهای گوناگون.
3 تقویت و پرورش احساسات و آگاهی یهودیان.
4 در صورت لزوم برداشتن گامهای مقدماتی در جهت کسب موافقت و رضایت حکومتها برای دستیابی به هدف صهیونیسم. (15)
مسلم است که تحقق این اهداف بلندپروازانه بدون فراهم بودن بستر مناسبی در جامعه استعماری امکانپذیر نبود. انحراف مسیحیت و ظهور گرایشهای یهودی در آن، این بستر را برای رشد صهیونیسم فراهم کرده بود. به طوری که این انحراف بعدها یعنی در اواخر قرن نوزدهم و به ویژه در قرن بیستم به شکلگیری طیف فکری با نفوذی در آمریکا و اروپا تبدیل شد که از آن تحت عنوان «مسیحیت صهیونیست» یا «صهیونیستهای مسیحی» یاد میشود.
با این توضیح در اینجا به نحوه شکلگیری این انحراف، رهبران آن و تفکر این گروه میپردازیم:
انحراف در مسیحیت و بازگشت به آموزه های یهود:
در اواخر قرون وسطی و حاکمیت بلامنازع کلیسای کاتولیک بر جوامع اروپایی، ایدهای نوین تحت تأثیر کتاب عهده عتیق (تورات) نضج گرفت و بسیاری از تفکرات حاکم بر جامعه را به چالش طلبید، این ایده مذهبی که به پروتستانیزم معروف شد بنیانگذار تفکری در جوامع اروپایی گردید که بعدها رنسانس و انقلاب سرمایهداری را در پی داشت. در مذهب جدید پروتستانیزم، اقتدار سیاسی از اقتدار الهی منفک شد و حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی جامعه بر پایه آموزههای دینی منسوخ گردید. این ایده که بهشت زمینی را در برابر بهشت اخروی سرلوحه آموزههای خود معرفی میکرد از ادبیات و فلسفه یهودی تأثیر پذیرفته بود. به طوری که به این حرکت اصلاحی به عنوان «یهودیگری» نگاه میشد. «مارتین لوتر» مهمترین رهبر و پیشوای پروتستانیزم به شمار میرود که نقش مهمی در انحراف مسیحیت داشت. او به طور عمیق دین عبرانی را مورد مطالعه قرار داد و زبان عبری را آموخت، به طوریکه از جانب کلیسای کاتولیک به کفر متهم گردید. او در جایی میگوید: «آنهایی که میخواهند مرا کافر بنامند بهتر است که یک یهودی بنامند.» او بر ایده جدید خود به حدی اصرار میورزید که عنوان یکی از کتابهای خود را «مسیح یک یهودی زاده شد» نامید. این کشیش آلمانی، پیش از آنکه پا به سیسالگی بگذارد به همه آئینهای مربوط به سلسله مراتب کلیسا پشت پا زد و به این ترتیب زمینه را برای ایجاد تحول مذهب پروتستان، که بخش بزرگی از اروپا را فرا گرفت، آماده ساخت. او که در سال 1483 در آلمان به دنیا آمد، تحت حمایت حکمران ساکسونی نظرات خود را استوارتر علیه کلیسا بیان میکرد. لوترسه رساله نوشته و در آنها به دستگاه پاپ تاخت. به اعتقاد او هرکس حق دارد انجیل را با عقل سلیم خود تفسیر کند. یک قرن پیش از او، «جان هوس» بر سر اینگونه اعتقادات، جان خود را گذاشته بود. اما لوتر تکفیر پاپ را جدی نگرفت، بلکه او را دلیرتر گردانید. تا اینکه تکفیر نامه را پیش جمع سوزاند. در سال 1530 همه مردم آلمان به او گرویده بودند. لوتر خود «عهد عتیق» و «عهد جدید» را ترجمه کرد و آئیننامه جدیدی برای تشریفات مذهبی وضع نمود. (16)
از نقاط مشترک پروتستانیزم و یهودیت میتوان به این چند نکته اشاره کرد:
1 در عهد عتیق یک نمونه هم از ایمان به آخرت (آخرت گرایی) وجود ندارد. باور به جهنم و بهشت وجود ندارد. «هرچه هست» در همین دنیاست. بهشت در دنیا و همواره با آمدن مسیح بر پا خواهد گردید.
فهرست تحقیق مقاله آرماگدون گرایی و تأثیر آن بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا
فهرست:
مقدمه......................................................................................................... 1
فصل اول
سیری در تاریخ؛ آرماگدونگراها کیستند و چه میگویند..................... 4
انحراف در مسیحیت و بازگشت به آموزههای یهود............................... 11
پیوریتنها و نفوذ یهودیت در امریکا....................................................... 18
شکلگیری جریان مسیحیت صهیونیستی در امریکا................................ 23
آرماگدون چیست؟................................................................................... 26
منابع فصل اول........................................................................................ 40
فصل دوم
خاستگاههای قدرت یهودیان در امریکا.................................................. 44
خاستگاه اول: ویژگیهای جامعه یهود.................................................... 46
خاستگاه دوم: لابی یهودیان.................................................................... 52
خاستگاه سوم: حضور در قوای مقننه و مجریه امریکا.......................... 57
خاستگاه چهارم: رسانهها....................................................................... 62
تلویزیون و رادیوی امریکا و نفوذ یهودیان.......................................................................... 63
مطبوعات امریکا و نفوذ یهودیان.............................................................................................. 65
سینمای جهان و نفوذ یهودیان.................................................................................................. 69
منابع فصل دوم....................................................................................... 84
فصل سوم
تاثیر آرماگدونگرایی بر سیاست خارجی امریکا................................. 87
دلایل استراتژیک حمایت امریکا از اسرائیل ............................................ 90
بررسی تاریخی روابط آمریکا و اسرائیل................................................ 91
دوران جرج بوش پسر، 11 سپتامبر و رابطه با اسرائیل...................... 102
آینده روابط امریکا و اسرائیل............................................................... 109
خوب در مقابل شیطان.......................................................................... 114
جنگ عراق و ایده آرماگدون................................................................. 118
منابع فصل سوم.................................................................................... 122
فصل چهارم
تاثر آموزههای دینی مسیحیان صهیونیست بر جریان نظریهپردازی در دانشگاهها 124
آراء فرانسیس فوکویاما........................................................................ 127
فوکویاما و تعبیر اسلام فاشیستی......................................................... 131
آراء ساموئل هانتینگتون........................................................................ 136
برخورد تمدنها و ساموئل هانتینگتون................................................. 141
منابع فصل چهارم................................................................................. 146
نتیجهگیری............................................................................................. 147
منبع:
1- http://www.christianzionism.com
2 دیل، ریچی اون، «ریشههای جنگ اعراب و اسرائیل»، ترجمه ارسطو آذری، ص21.
3 ناهوم، سوکولوف، «تاریخ صهیونیسم»، ترجمه داود حیدری، ج اول، ص93.
4 همان منبع، ص129.
5 کیالی، عبدالوهاب، «تاریخ نوین فلسطین»، ترجمه محمد جواهر کلام، ص29.
6 همان منبع، ص31.
7 ایوانف، یوری، «صهیونیسم»، ترجمه ابراهیم یونسی، ص46.
8 ناهوم، سوکولوف، همان منبع، ص149.
9 ایوانف، یوری، همان منبع، ص33.
10 کوئیلگی، جان، «فلسطین و اسرائیل رویاروی عدالت»، ترجمه سهیلا ناصری، ص9.
11 همان منبع، ص9.
12 همان منبع، صص 109.
13 غازی اسماعیل، ربابعه، «استراتژی اسرائیل (19671948)، ترجمه محمدرضا فاطمی، ص33.
14 ناهوم، سوکولوف، همان منبع، ص386.
15 همان منبع، ص386.
16- Samuel Nisenson and William A. Dewitt, Illustrated mimute Biographies, copyright, 1949, 1953, Published by Grosset and Dunlap, Inc, Newyork.
17- Encyclopedia Judaica, Vol5, P.66.
18 صاحب خلق، نصیر، «پروتستانیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی»، انتشارات مؤسسه انتشاراتی و تبلیغاتی هلال، ص29، (سال 1383).
19 همان منبع، ص29.
20 همان منبع، ص30.
21 همان منبع، ص31.
22 همان، ص32.
23 هارت، میشل اچ، «صد چهره، پرنفوذترین شخصیتها در تاریخ بشر»، ترجمه محمد شیخی، نشر صحف، تابستان 1371، ص315.
24- Calvinism, Universal jewidh Encyclopedia
25- Larson, David L, Puriten Effect in us Foreign Policy, D.can Nostr and company, Inc, Newyork, 1966.
26- Encyclopedia Britannica, Vol 18, P.881.
27- Chamsky, “year 501: the conquest continues.
28- Gossett, Thomas F, Race: The History of an Idea in America.
29 صاحب خلق، نصیر، همان منبع، ص47.
30 همان منبع، ص48.
31- http://www.Preteristarchive.com , “christian zionism and messianic judaism, By yames B. Jordan”
32- http://www.Religioustolerance.org “christian support for the state of Real: the Pol Itives and the Ology of Armagedon”
33 اواد، پیشارا، مسیحیان صهیونیست، ترجمه فاطمه شفیعی سروستانی، نشریه موعود، شماره 40، سال 1382.
34 ، «اسطوره معرکه هرمجیدون»، القدس الاقتصادی، ش11، تاریخ 1/3/2003.
35 مفتاح، محمدصالح، صهیونیسم مسیحی و آخر الزمان، نشریه پرتو، 26 مرداد 1383.
36 ضابط، حمیدرضا، پیوند پروتستان و صهیونیسم، روزنامه کیهان، 24/6/82.
37 سلیمان، عمرو، رسالت آرماگدون، پایگاه اینترنتی موعود.
38 هال سل، گریس، «تدارک جنگ بزرگ»، ترجمه خسرو اسدی، ناشر: رسا، ص33.
39 همان منبع، ص316.
40 همان منبع.
41 همان منبع، ص21.
42 همان منبع، ص24.
43 همان منبع.
44 همان منبع.
1 گروس، رال، اسرائیل در ذهن آمریکا، ترجمه داریوش اخوان زنجانی، مجله خاورمیانه، سال دوم، شماره دوم.
2- Goldberg J.J, Jewish Power, Inside The American Jewish Eslabishment, Newyork: Addison - wesley publishing company, Inc, 1996, P.4.
3- www.Idis.org. "Ethnic Lobbies in us Foreign Policy".
4 احمدی، کورش، قدرت یهود در آمریکا: از اسطوره تا واقعیت، راهبرد، شماره 25، پائیز 1381، صص 9493.
5- www.US.Israel.org. "Mitchell Bard, The Israeli and Arab Lobbies".
6 کورش احمدی، همان منبع.
7- www.Idis.org, "Ethnic Lobbies in US Foreign Policy"
8- Ibid.
9- www.Ihr.org. "Mark weber, A look at the powerful Jewish Lobby Institute for Itistorilal Reviwe.
10- Seymouy M, Lipset, Earl Raab, Jews and New American Scene, Harvard University, Press, 1995, P.26-27.
11- www.senute.gov "Lobbing Disclosure Act Guidance".
12- www.iflry.org. "Evan Greenberg, Jewish Lobbies in the US".
13 کورش احمدی، همان منبع.
14- Glenn P. Hastedt, American Forign Policy, past, present, Future, Newyercy.
15- Evic. M.Uslaner, All Politics are Globall: Interest Groups and Making of Foreigh Policy, in: Allan y. cigler, Burdett A. Loornis, the Interes Groups Politics (Washington D.C, CQ Press, 1986) P.386.
16- www.wrmey.com
17- www.aipac.org
18- www.Jewish watch.com "Arthur L. Schechter, President Clinton: The best President the American Jewish community has ever known".
19 ، گروه فشار یهودی در آمریکا، فصلنامه خاورمیانه، سال دوم، شماره دوم، تابستان 1374، ص540.
20 همان منبع.
21- www.Jewwatch.com , "The Jewish US Ambassadors"
22 رائدالقانون، ردپای یهودیان تندرو در دولت بوش، روزنامه یاس نو، شماره 122.
23- www.abbc.com, "Jewish Power in American Media"
24 روزنامه ایران، رسانههای آمریکا در انحصار 10 مؤسسه اقتصادی، 15 مرداد 1382.
25- J.J Gaoldberg, Jewish Power, Inside the American Jewish Establishment (Newyork: Addison-wesley publishing company. Inc, 1996, PP.279-305)
26 فؤاد بن سید عبدالرحمان الرفاعی، نفوذ صهیونیسم بر رسانههای خبری و سازمانهای بینالمللی، ترجمه حسین سروقامت، انتشارات مؤسسه کیهان، ص44.
27 در این قسمت از اطلاعات منابع زیر استفاده شده است:
دکتر شاه حسینی، سینما و صهیونیزم، اینترنت.
فؤاد بن سید عبدالرحمن الرفاعی، نفود صهیونیسم بر رسانههای خبری و سازمانهای بینالمللی، ص5046.
1 – مهدی قویدل، بررسی منافع راهبردی ایالات متحده در حمایت نامشروع از اسرائیل، آمریکا 3، انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران، اسفند 1382، ص 119
2 – همان منبع.
3 – The Text is in yodfat and Arnon-ohanna, Plo, 1991, and Sheehan, The Arabs, Israelis, and Kissinger, 256 – 57.
4 – Ibid.
5 – Ibid.
6 – The text is in tournal of Palestine Studies, Autumn 1991, 183 – 84.
7 – See , for instance , New york Times, 29 July 1977 , U.S. Department of State, American Foreign Policy 1977 – 80 , 618,650.
8 – office of the Legal Adviser, U.S. Department of state , Digest of united State Practice in international Law 1978,575-83.
9 – Ibid
10 – Ibid
11 – New york Times, 3 Februaty 1991 Tillman, The united States in the Middle East.
12 – Ibid
13 – The text of the agreement is in yournal of Palestine Studies, winter 1980. 119 – 31.
14 – پل فیندلی، فریبهای عمدی، ترجمه محمد حسین آهویی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، 1378، ص 239.
15 – همان منبع، ص 238.
16 – AIPAC , Near East Report, 13 July 1992.
17 – مسعود اسدالهی، سازندگان استراتژی آمریکا، روزنامه ایران، 19/3/1382 .
18 – Daily Star, 22 yanuary 2003.
19 – هفتهنامه آمریکا از نگاه دیگر، شماره 85 – ص 23.
20 – رحمان قهرمان پور، اسرائیل و مصر در خاورمیانه پس از صدام، نشریه راهبرد، شماره 28، تابستان 1382.
21 – مهدی قویدل، همان منبع.
22 – میثم مینایی، استراتژی هایی برای نابودی عالم، سایت جام جم آنلاین.
23 – استفن زونز – ترجمه مرتضی علوی. gooyanews:world.
24 – Pulblished From Gooya News 2003.
25 – iraqwar Fuelsrisions of armageddon end thimes: Apocaly Pas Soon.
26 همان منبع.
1 – حسام الدین واعظ، جهانی شدن جهان اسلام و سیاست های جهانی، فصلنامه شکوه شماره 62 – 65
2 – ابوالقاسم طاهری، تاریخ اندیشه های سیاسی غرب، نشر قومس، چاپ دوم 1375 ص 279 رجوع شود به خداوندان اندیشه سیاسی در غرب مجله پنجم بخش اول، هگل
3 – ماهنامه آفتان ، شماره 13 فروردین 1381، ص 74
4 – همان منبع
5 – اطلاعات سیاسی – اقتصادی شماره 80 – 79 ، ص 48
6 – وحید رضانعیمی زندگینامه فوکویاما ، روزنامه همشهری 26/3/1381
7 – مقاله توازن میان قدرت نرم و سخت مصاحبه با فرانسیس فوکویاما، نشریه چشم اندازهای نو، تابستان 2004
8 – همان منبع
9 – حسام الدین واعظ پیشین
10 – علی ابدالی، نظریه ای که رنگ باخت، روزنامه همشهری 24/8/1378
11 – روزنامه ایران، تمدن اسلامی، غرب را از ادعای جهانشمولی منصرف خواهد کرد، 8/2/1383