ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

تحقیق مقاله سیمرغ ( داستان زال )

Code: #6794
تعداد صفحات
26
فرمت فایل
word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده
دسته‌بندی

خلاصه تحقیق مقاله سیمرغ ( داستان زال )

« پرستش » درفرهنگ سیمرغی، با صلوه درشریعت اسلام، فرق دارد . « صلوه » ، بیان عبودت انسان و تعظیم الله ، یا بسخنی دیگر، گواهی دادن برآنست که وجود انسان، « گوهری جداگانه » از الله و« ناچیزدربرابر» الله است ، وباید، درهرکاری وهرگفتاری و هراندیشه ای ، اقرار به  این غیریت خود با الله ، در اقرار به عبودیت خود، و درشهادت دادن به عظمت اوکرد .

ولی « پرستش» درفرهنگ  سیمرغی، برای« پیدایش بُن جشن ازخود انسان میباشد ،که خداست »  پرستش که« شادونیتن» باشد ، گرفتن جشن عروسی ( شادی) انسان، با خداست.

سیمرغ ( رام ) ، دراین عروسی ، بُن جشن یا نطفه جشن  درروان انسان میشود . درفرهنگ سیمرغی ،نیایشگاه ،« جشنگاه عروسی خدا با انسان » بود. جشن که همان « یسنا» باشد ، سرود نی(موسیقی) است. پرستش، برپاکردن جشن عروسی  خدا با گیتی وبا انسان است . « ُهما » در زمین، « گنج شادی درهستی هرِانسانی » میگردد. هما، گنج عروس میگردد .

شادشدن ، برپاکردن جشن عروسی سیمرغ یا« شاده» باانسان و با گیتی ست.

« شاده » ، نام سیمرغ یا خداهست خدا، بُن ِ شادی درزمین است که دردل هرانسانی کاشته شده

است:

دربلخ ، زادگاه مولوی

نیایشگاه ِ شاد ویا نوشاد

ویا نیایشگاه « هما = سیمرغ »  بود

هما یا سیمرغ یا سمندر

خود را به شکل تخم ها، به زمین فرو می پاشد

تا درهرجانی ، در زمین ،« گنج نهفته» گردد

چگونه ُهما (= خدا )

گنج نهفته، درتن ِ انسان ، میگردد ؟

هما ، خدائی که خود را نثار= نسار میکند

نسار= سایه

ای هُمای زیبا، شاد باش

ای هما، کز سایه ات ،  پَر یافت  کوه قاف نیز

ازسایه تو ای هما، همه چیزها، پروبال پیدا میکنند

ای همای خوش لقای آن جهانی ، شاد باش

هم ظریفی ، هم حریفی  ، هم چراغی ، هم شراب

هم شاهدویار، هم شمع ونوری ، هم شراب(پدیدآرنده گوهر)

هم «جهانی»، هم نهانی، هم عیانی، شادباش

تو خودت جهان (= گیتی ) میباشی

تحفه های آن جهانی ، میرسانی  دمبدم

شادباش که« نثار» باشد، نام  «سیمرغ درخودافشانیش» هست

میرسان و میرسان ، خوش میرسانی، شاد باش

ای جهان ، وی زمین راجمله «گنج»

خویشکاری هما ، شاد کردن وجشن ساختن جهانست

خویشکاری هما ، گنج یا کنزمخفی درهرتنی شدنست

تا زمین ، گوید  ترا : کای آسمانی – شاد باش    

هما درسایه انداختن برزمین،درآنچه زمینی است«گنج» میشود

« بهمن وهما » ، « کنزمخفی »، در هرانسانی درگیتی هستند

 

چرا مولوی به ُهما ، شاد باش ( تحیت وتهنیت) میگوید ؟ چرا مولوی به پیشوازهما میشتابد ومیخواهد ازسایه هما، نواخته شود ، تا خودش، پروبال درآورد، وهما شود ؟ چراهما درسایه انداختن ، انسانهارا ، ازخود آبستن می کند ، وهمه، جوجه های هما میشوند و پر اورا می یابند.

 

داستان سیمرغ و زال یا (فلسفه زندگی انسان)

 

داستان سیمرغ و زال درشاهنامه ، افسانه ای خام برای کودکان نیست ، بلکه فلسفه ِ بنیادی زندگی ِ هرانسانی هست . شاهنامه، سرودهائیست که گرد ِ « پیکریابی  سیمرغ خدای ایران ، در پهلوانان وضد پهلوانان » میچرخد ، و وارونه آنچه پنداشته میشود، شاهنامه ، نامه سیمرغ ( شاه ، نام ویژه سیمرغ است ) ، و کتابیست کاملا « دینی » .

فقط « مفهوم دین» در فرهنگ سیمرغی ، صد و هشتاد درجه ، با « مفهوم دین در ادیان ابراهیمی و زرتشتی » فرق دارد . این دین ، پدیده « واسطه » را میان وجود خدا ووجود ِانسان ، یا خدا و گیتی ، نمیشناسد . سیمرغ یا هما .. خودش را که خوشه همه جانهاست ، میافشاند، وخودش ، گنجی نهفته درزمین ( = تن ) هرانسانی میگردد . دراین دین ، خدا ، خودش ، به گیتی  وانسان ، « تحول می یابد» ، خدا ، گیتی و انسان « میشود » .  خود ِ خدا ، تبدیل به گنج نهفته، در وجود هرانسانی میگرد . خود خدا ، « گنج عروس »، درتن انسان میگردد .

 

معنای « جان » درفرهنگ ایران:

 

جان ، دراصل ، « گیان » میباشد ، که هم به معنای « آشیانه سیمرغ » و هم به معنای « آبگیر» است . « گی » که پیشوند « گی+ یان= جان » میباشد ، بنا بر فرهنگ معین ،  نام مرغ ابلقی است که پرش را برسر پیکانها میزنند ، واین سیمرغ ( باز= وای) است ، و« گی » ،به معنای تالاب و استخرآب نیزهست . جان ، درفرهنگ ایران دوچهره و برآیند دارد ، یکی « شیرابه ومان وشیره وجود » است ، و دیگری، « اصل جنبش و اصل عشق » است که به شکل « باد وابر» نمودارمیشود . سیمرغ ، درست همین باد و ابرسیاهست که میبارد، و در خنب تن ، هم شیره وجود انسان ( آب)، وهم مرغ چهارپرضمیر  میشود . « گی » که پیشوند جان ( گیان) میباشد ، درشکلهای 1- ژی ( ژیان ، ژیو ) 2- جی ( جیو) درزبانهای گوناگون ایرانی باقی مانده است . نام اصفهان یا بخشی ازاصفهان، « جی » بوده است . معنای اصلی « جی = گی = ژی » در گویش دوانی باقیمانده است که مارا به مفهوم « جان »  درفرهنگ ایران راهنمائی میکند . درگویش دوانی « جی ji » ، به معنای « یوغ ، هنگام خیش کردن » است .   یوغ ( یوگا در سانسکریت ) مانند ِ سنگ وسیم.... ، اصطلاحی  ، برای بیان « بُن عشق در آفرینش زمان وجهان و انسان» میباشد.

پس جان ( گیان = ژیان = جیان ) ، به معنای « خانه همآغوشی سیمرغ وبهرام ، یا بُن پیدایش جهان وزمان و انسان » ، یا همان « آبادیان = خانه آباد، بیت معمور » در بندهش وگرشاسپ نامه اسدی توسی  است . پس « جان= گیان » ، بُن آفریننده زمان و جهان و انسان است . دریافتن مفهوم « جان »  در غزلیات مولوی و سایر عرفاء ایران ،  نیاز به شناخت این معنا دارد . 

فهرست تحقیق مقاله سیمرغ ( داستان زال )

فهرست:

شاد باش به سیمرغ

داستان سیمرغ وزال 

سیمرغ

منابع

 

 

منبع:

گاه نوشته های داستانی و شاعرانه و مزخرفاتی از این دست :

http://www.seemoorgh.blogfa.com

داستان سیمرغ و زال درشاهنامه :

tp://www.ayandehnegar.org/s _1.php?news_id=2666

سیمرغ - ویکی‌پدیا :

 8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BAhttp://fa.wikipedia.org/wiki/%D

تگ‌ها