ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

تحقیق مقاله نگاهی به بدیع در جلد سوم مثنوی

Code: #6975
تعداد صفحات
23
فرمت فایل
word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده
دسته‌بندی

خلاصه تحقیق مقاله نگاهی به بدیع در جلد سوم مثنوی

دیباچه

مثنوی ، کتابی است تعلیمی و درسی در زمینه عرفان و اصول تصوف و اخلاق و معارف و …

و مولانا بیشتر به خاطر همین کتاب شریف ، معروف شده است . مثنوی ، دریای ژرفی است که در آن می توان در آن غواصی کرد و به انواع لآلی و اقسام گوهر های معنوی دست یافت .

بی گمان درخشان ترین کار حُسام الدین این بود که با لیاقت و درایتی کم نظیر توانست مولانا را از عالم جذبه و استغراق محض بدر آورد و وی را متوجه عالم تمکین نماید تا معارف و تجارب باطنی او که به اوج پختگی و زبدگی رسیده بود به ظهور رسد و چراغ راه علم بشریت شود .

تکرار در مطالب مثنوی ، بسیار به چشم می خورد و این تکرار ها صورت تکرار دارد و در معنا تکرار نیست هر کدام از مطالب مکرر در مثنوی ، حاوی نکته ای تازه و نغز است .

دیگر آنکه مثنوی ، سه نوع مخاطب دارد : عام ، خاص ، اخص .

پاره ای از ابیات مثنوی ، متوجه عام مردم است گویی که مولانا در مجلس وعظ و خطابه حاضر شده و سخنانی در سطح افهام عموم و اذهان مردم ایراد می کند از قبیل نصایح و پند ها ، و گمان به قدر توان خود از آن سخنان بهره مند می شوند : مانند :

این جهان کوه است و فعل ماندا                                       سوی ما آید نداها را صدا

قصه دوم مخاطبان خاص است .  مطالبی است که مولانا با یاران دمساز و همدمان همراز خود در خلوت گفته است .

 بخش سوم ، مخاطبان اخص دارد نوعی حدیث نفس است که مولانا در حالت جذبه و شور عشق و یا در مراقبه و استغراق داشته است . و به طور کلی کلام مولوی ساده و دور از هر گونه آرایش و پیرایش است ولی او در عین سادگی چنان به مهارت سخن پرداخته است که بی تردید او را در ردیف اول فصحهای زبان آور فارسی قرار دارد . این کلام ساده فصیح منسجم گاه در نهایت علو و استحکام و جزالت و همه جا مقرون به صراحت و روشنی و دور از ابهام و ناگویایی عبارت است .وی در شرح جزئیات مطالب و حالات مختلف اطوار نفسانی افرادی که در حکایات و در قصص می آورد یا در شرح مشکلات و مسائل عرفانی با سادگی تمام چنانچه درخور فهم خواننده آید و در ایضاح مطالب گوناگون که پیش می گیرد . با توسل به تمثیلات و قصص و استناده به امثال و حکم متداول در عصر خود ، مهارت خاصی دارد . وسعت اطلاع او نتنها در دانشهای گوناگون شرعی بلکه در همه مسائل ادبی و معضلات عرفانی و فرهنگ عمومی اسلامی حیرت انگیز است . کلام گیرنده وی که دنباله سخنان شاعران خراسان و در بنا و اساس تحت تأثیر آنان است ، شیرینی و زیبایی و جلای خاصی دارد و در درجه ای از دلچسبی و دل انگیز است که عارف و عامی و پیر و جوان را با هر عقیدت و نظری که باشند به خود مشغول می سازد .

شاید مهمترین علت نفوذ مولوی در هر طبقه و پیروان هر شیوه و مسلکی آن باشد ، که وی در فوق مسائل دینی و عرفانی شاعر است . شاعری حساس و جهان بین ، شاعری که با دلهای پاک و درون های صافی کار دارد و عشقی سوزنده و حاد سلسله جنبان او در همه احوال و اطوار است . او چنان که خود می گفت با هفتاد و سه مذهب یکی بود و سختگیری و تعصب را خاصی و نوعی از ناپختگی می شمرد و خود برتر و بالا تر از همه اعتقادات قرار داشت .

مضامین حوضه عاطفی مولانا چه در مثنوی و چه در غزلیات شمس برگرفته از تجلیات عاطفی و     سایه ای از من اوست که خود نموداری است از سعه وجودی او و گسترشی که در عرصه فرهنگ و شناخت هستی دارد .

عواطف برخی از شاعران ، مثلاً شاعران درباره از من محدود و حقیری سرچشمه می گیرد و عواطف شاعران بزرگ از من متعالی . اما آفاق عاطفی مولانا جلال الدین به گستردگی ازل تا ابد و اقالیم اندیشه او به فراخانی هستی است و امور جزئی در شعرش کمترین انعکاسی ندارد . جهان بینی او پوینده و نسبت به هستی و جلوه های آن روشن است از این رو « تنوع در عین وحدت » را در سراسر جلوه های عاطفی شعر او می توان دید . مولانا در یک سوی وجود ، جان جهان را میبیند و در سوی دیگر جهان را . در فاصله میان جهان و جان جهان است که انسان حضور خود را در کاینات تجربه می کند .

دامنه تخیل مولانا و آفاق بینش او چندان گسترده است که ازل و ابد را به هم می پیوندد و تصویری به وسعت هستی می آفریند . بعضی از تصاویر شعری او ممتازند و سراینده را نمی شناسانند .

مولانا زیبایی را در عظمت و بی کرانگی می جوید . عناصر سازنده تصاویر ممتاز شعری او مفاهیمی هستند از قبیل مرگ و زندگی و رستاخیز و ازل و ابد و عشق و دریا و کوه . صور خیال در اندیشه ناب عرفانی مولانا جای خود را باز کرده است و  در خدمت الفاظ مثنوی معنوی در آمده است .

صنایع بدیعی و بیان را در اجزای وجودی اشعارش به کار گرفته است و با مدد جستن از آیات و احادیث قرآنی بر اعجاز سخنی خویش افزوده است که در این مقاله  سعی بر این است که سر خیال در جلد سوم مثنوی درباره بدیع که شامل صنایع لفظی و معنوی می باشد مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد و از زیبایی کلام سخن انگیز مولانا ، سر تعظیم فرود آوریم و در پایان دیباچه متذکر می شوم که کتب مورد استناد آرایه های ادبی کتاب مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی براساس نسخه تصحیح شده رنیولد نیکلسون می باشد .

باسمه تعالی

نگاهی به بدیع در دفتر سوم مثنوی

1- صنایع لفظی                                انواع جناس و واج آرایی

جناس تام

3- قوتت از قوت حق می زهد                                 نه از عروقی کز حرارت می جهد

قوتت = نیرو و توان       قوت = ارده و فرمان خدا

جناس ناقص اختلافی

5-  سقف گردون کار چین دایم بود                          نه از طناب و استنی قائم بود

دایم و قائم   =   جناس ناقص اختلافی

جناس ناقص اختلافی

9-  چونکه موصفی به اوصاف جلیل                          زآتش امراض بگذرد چون خلیل

جلیل و خلیل = جناس ناقص اختلافی

جناس ناقص اختلافی

10-  گردد آتش بر تو هم برد و سلام                        ای عناصر مر فراجت را غلام

سلام و غلام = جناس ناقص اختلافی

جناس ناقص اشتقاقی

19-  این گهی بخشد که اجلالی شوی                       وز دغا و از دغل خالی شوی

دغا و دغل = جناس ناقص اشتقاقی

جناس ناقص اختلافی

24- چون گیاهش خورد حیوان گشت زفت               گشت حیوان لقمه انسان و رفت

زفت و رفت =  جناس ناقص اختلافی

جناس تام

43- شرط تبدیل فراج آمد بدان                                کز فراج بد بود مرگ بَدان

بدان = آگاه باش                 بَدان = انسان های نا به کار

55- کوه ها و بحر ها و دشت ها                                بوستان ها ، باغ ها و کشت ها

واج آرایی و نغمه حروف ( ب )

جناس ناقص اختلافی

76- بس ضعیفند و لطیف و بس سمین                       لیک مادر هست طالب در کمین

سمین و کمین = جناس ناقص اختلافی

جناس ناقص اختلافی

93- طرفه کوری دوربین تیز چشم                             لیک از اشتر نبیند غیر پشم

چشم و پشم = جناس ناقص اختلافی

جناس ناقص اختلافی

103- سر به سر گوش است و چشم است این نبی       تازه زو ما مرضع است او ما صبی

نغمه حروف ( س ، ش )

جناس تام

106- تا کجا باید کباب پور خویش                           تا نُماید انتقام و زور خویش

خویش = خویشتن            خویش = خودش

جناس ناقص افزایش

114- هم به صورت می نماید گه گهی                      ز آن همان رنجور باشد آگهی

گهی و آگهی = جناس ناقص افزایشی

جناس ناقص حرکتی

131- بلکه خود را در صفا گوری کَنی                      در منّی او کُنی دفنِ مَنی

فهرست تحقیق مقاله نگاهی به بدیع در جلد سوم مثنوی

فهرست:

 

ندارد.

 

منبع:

- کریم زمانی ،  شرح جامع مثنوی معنوی ، دفتر سوم چاپ اول  ، چاپ ششم 1378   

تعداد 2100 نسخه انتشارات اطلاعات

2- رینولدنیکلسون  ،  مثنوی معنوی مولوی   ،  چاپ هشتم 1386  چاپ شمشاد 

تگ‌ها